لطفا جهت دریافت فایل هدیه این محصول ایمیل یا شماره تلفن خود را وارد کنید
توضیحات

دلایل به وجودآمدن افسردگی 

افسردگی بیماری بسیار شایع عصر ماست. و در تمامی جهان روندی فزاینده دارد. این در حالی است كه حدود نیمی از مبتلایان به افسردگی یا از بیماری خود بی خبرند یا بیماری آنها چیزی دیگر تشخیص داده شده است. 

افسردگی یك بیماری اختصاصی نیست بلكه در تماما سنین و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر می شود. افسردگی بیماری ساده ای نیست بلكه انواع گوناگون دارد به طوری كه در بعضی افراد به صورت هایی ظاهر می شود كه ما عموماً آنها را افسردگی نمی شناسیم. افسردگی پس از آنكه درمان شد غالباً باز می گردد. 

افسردگی مسائل گوناگونی به همراه دارد. غیراز مسائل پزشكی و اندوه كه بسیار شایع است، فرد مبتلا به افسردگی خود را در كارها مورد تبعیض و از نظر اجتماعی مطرود و حتی منفور خانواده خودش می بیند. گاهی انزوای همراه افسردگی، بیمارانی را كه وضعی درمان پذیر دارند به دوری از مردم یا به سوی مرگ سوق می دهد.

درباره افسردگی خبرهای خوشی نیز وجود دارد:بیشتر انواع افسردگی قابل درمان اند. 

بیشتر بدانید:تست افسردگي 

بیشتر بدانیم:سلامت روان را بشناسیم و از5 تکنیک استفاده کنیم 

بیشتربدانیم:چند راه حل عالی برای بالا بردن اعتماد به نفس 

بیشتر بدانیم: 10 راه عالی و فوق العاد برای شاد زندگی کردن 

بیشتر بدانیم:آیا شما در آینده ثروتمند میشوید یا فقیر 

بیشتر بدانیم:راز موفقیت در زندگی 

بیشتر بداتیم:قانون جذب چیست و چگونگی جذب موفقیت به زندگی

Depression كه غالباً افسردگی بالینی، اختلالات خلق و خوی یا اختلالات عاطفی نامیده می شود، بیمار را دچار آشفتگی اندیشه، آشفتگی عاطفی، تغییر رفتار و بیماری های جسمانی می كند. 

افسردگی بالینی، از دیدگاه عملكردهای اجتماعی بیش از دیگر بیماری های مزمن، بیمار را ناتوان می كند. افسردگی كبیر بیش از بیماری های مزمن ششی، التهاب مفصل و دیابت ، ناتوان كننده است. افسردگی یك نشانگان )Syndrom( یعنی مجموعه ای از علامات مرضی)Symptoms( مختلف است. 

افسردگی

املاك های تشخیص افسردگی عبارت اند از: 

1- افسرده بودن خلق و خوی در بیشتر روزها، تقریباً هر روز. 

2- كاهش آشكار علاقه یا میل به هر نوع فعالیت در زندگی. 

3- كاهش یا افزایش قابل توجه وزن بر اثر كاهش یا افزایش اشتهای غذا خوردن. 

4- بی خوابی یا پرخوابی در غالب شب ها. 

5- افزایش یا كاهش اعمال روانی حركتی یا فعالیت های ذهنی. 

6- خستگی یا كاهش انرژی. 

7- احساس بی ارزشی یا گناهكار بودن. 

8- كاهش توان اندیشیدن یا تمركز ذهن و تصمیم گیری. 

9- اندیشیدن به مرگ ( نه ترسیدن از آن) و به خودكشی، بدون داشتن طرحی برای آن ، یا اقدام به خودكشی با طرحی از پیش ریخته. 

داشتن حداقل پنج علامت یاد شده برای ابتلا به افسردگی كبیر كافی است. ولی علامات مرضی یك و دو باید جزء آن علامت باشند. افسردگی نمی تواند واكنش معمولی مرگ یك عزیز باشد. همه افراد مبتلا به افسردگی تمام علامات مرضی این بیماری را ندارند و شدت علامات مرضی در افراد مختلف متفاوت است.

انواع افسردگی

افسردگی كبیر

افسردگی اقسام گوناگون دارد، شایع ترین آن افسردگی كبیر است كه فرد مبتلا به آن گاهی شاد و خوشدل و موقتاً فعال می شود. نوعی از افسردگی كبیر به افسردگی مالیخولیایی موسوم است كه بیمار هیچ گاه از چیزی دلخوش نمی شود در حدود 15 درصد مبتلایان به افسردگی كبیر دچار افسردگی اوهام اند كه معمولاً با خلق و خوی اندوهگین همراه است. مثلاً خود را گناهكار و غیر قابل بخشش تصور می كنند. در حدود 15 در صد مبتلایان به افسردگی كبیر نیز دچار روان پریشی می شوند. 

افسردگی غیرمعمول

نوع دیگری از افسردگی وجود دارد به نام "افسردگی غیرمعمول" كه بر خلاف اسمش شایع است. علامات مرضی آن عكس علامات مرضی افسردگی معمولی است كه مبتلایان كم می خوابند و كم می خورند. مبتلایان به افسردگی غیر معمول زیاد می خوابند و زیاد می خورند و به سرعت اضافه وزن پیدا می كنند. به قول یكی از متخصصان برجسته بیماری افسردگی ( دونالد كلاین)، افسردگی غیر معمول، "مزمن" است نه" دوره ای" ؛ از بلوغ آغاز می شود و بیماران نسبت به همه امور كم توجه اند. 

افسردگی، روان رنجوری 

نوع دیگرافسردگی، روان رنجوری است كه عموماً حدود دو سال طول می كشد و علامات مرضی آن خفیف تر از افسردگی كبیر است ولی همواره احساس ناراحتی می كنند. 

شیوع افسردگی 

شیوع افسردگی در قرن بیستم به خصوص بعد از دو جنگ جهانی بیشتر شده است، علت آن را مصرف دارو و الكل، افزایش استرس و كاهش اشتغال گفته اند ؛ علت دیگر افزایش افسردگی تغییرات اساسی اجتماعی است. گروهی از روان شناسان بر این باورند كه جامعه كنونی، كانونی ناسالم در درون افراد به وجود آورده و آنها را بیش از اندازه به رضایت خاطر و شكست های شخصی وابسته كرده است. 

آنچه گفته شد جنبه نظری دارد ولی بعضی از پژوهشگران درباره جنبه علمی علت ها اظهار نظر كرده اند. بر اساس پژوهش های آنها، تلویزیون " منشاء عمده افسردگی است"Paul Kottl روان پزشك مركز پزشكی پنسیلوانیا كشف كرده است كه " ارتباط تنگانگی بین دسترسی مداوم كودكان به تلویزیون و افسردگی كبیر در 24 سالگی وجود دارد."Kottl می نویسد: 

" اثرات اجتماعی برنامه های چند ساعته تلویزیونی، باید از دلایل شروع زودرس افسردگی كبیر در نوجوانان به حساب آید، هزاران ساعت تماشای تلویزیون، كودكان ما را در معرض خشونت های ابلهانه مكرر قرار می دهد و آنها را هر چه بیشتر از تماس های اجتماعی با همسالان و خانواده دور می كند." 

افسردگی كبیر بیشتر در دهه های سوم و چهارم زندگی ظاهر می گردد و در غالب افراد بین شش ماه تا یك سال، حتی بدون درمان رفع می شود ؛ ولی اگر درمان شود بعد از چند هفته از بین می رود. بازگشت افسردگی در بیش از نیمی از افراد ظرف دو سال بعد از رویداد نخستین رخ می دهد. خطر افسردگی با تعداد بازگشت ها افزایش می یابد. بدین معنی كه بعد از دو بازگشت، هفتاد در صد و بعد از سه بازگشت به نود درصد می رسد. 

عوامل که خطر بازگشت افسردگی را افزایش می دهند:

اگر نخستین افسردگی پیش از بیست سالگی رخ داده باشد و سابقه خانوادگی موجود باشد؛ 

اگرنخستین افسردگی شدید باشد و دیر به درمان اقدام شده باشد؛ 

اگر بیماری روانی دیگری نیز وجود داشته باشد؛ 

اگر فرد نسبت به استرس ها یا دیگر عوامل اجتماعی آسیب پذیرتر باشد. 

اگر فرد از افسردگی قبلی كاملاً بهبود نیافته باشد؛ اگر افسردگی در اواخر عمر رخ داده باشد.

دلیل افسردگی

آنچه باعث افسردگی میشود:

علت دقیق افسردگى كاملاً شناخته شده نیست اما براساس شواهد به دست آمده مى توان چندین عامل را برشمرد: 

1- وراثت

 2- ساختار بیوشیمیایى بدن

 3- ساختار روان شناختى

 4- حوادث زندگى پر استرس

 5- نوسان میزان هورمون ها

 6- عوامل دیگر مانند بیمارى ها و درمان هاى خاص. 

وراثت 

افرادى كه یكى از بستگان نزدیك آنها مبتلا به افسردگى اصلى یا اختلال خلقی دوگانه (دوقطبى) باشند دو برابر دیگران در معرضابتلا به افسردگى قرار دارند. 

ساختار بیوشیمیایى 

هر انسانى ساختار شیمیایى منحصر به فرد دارد. ابتلا یا عدم ابتلا به افسردگى، به میزان مواد شیمیایى مغز او و این كه این مواد شیمیایى چگونه با سیستم عصب مركزى در تعامل است، بستگى دارد. ساختار بیوشیمیایى هر فرد یك عمل تعادل ساز پیچیده است. اگر یكى از مواد شیمیایى به درستى كار نكند كل تعادل و توازن به هم خواهد خورد. 

مغز فرمانده بدن است. همانطور كه پیام هاى صادره از مغز (به شكل جریان الكتریكى) حركات ما را كنترل مى كند پیام هاى دیگر عواطف و احساسات ما را كنترل مى كنند. سلول هاى عصبى اصلى ترین واحد هاى مغز هستند. این سلول هاى عصبى به وسیله فواصلى كه سیناپس نامیده مى شوند از هم جدا مى گردند. مواد شیمیایى موسوم به ناقلان عصبى (NEURO TRANSMITTER) پیام ها یا علایم صادره از مغز را از بین این سیناپس ها عبور داده به سلول هاى عصبى مختلف مى رساند. 

اگر در یك ناقل عصبى نقص یا عدم توازن و تعادل وجود داشته باشد اختلالات گوناگون ممكن است رخ دهد. 

ناقل هاى عصبى سروتونین، دوپامین و نورپین فراین پیام رسان هاى شیمیایى هستند كه گفته مى شود، مسئول كنترل عواطف و روحیه هستند. مخصوصاً سروتونین كه در افسردگى نقش دارد. اعتقاد بر این است كه وجود هرگونه نقصى در سروتونین یا اختلال در شیوه عمل آن اثرات منفى عمیقى در روحیه و عواطف شخص بر جاى مى گذارد. 

ساختار روان شناختى 

گفته مى شود كه ویژگى هاى اصلى شخصیت یك فرد اغلب در سال هاى اولیه كودكى وى مشخص مى شود. یكى از این عوامل مشخص كننده محیط زندگى فرد است. هر آنچه كه در دوران كودكى در زندگى ما رخ مى دهد به هنگام بزرگسالى اثرات ریشه اى و عمیقى در نگرش و رفتار ما دارد مثلاً مورد بى مهرى و عدم توجه قرار گرفتن، منع شدن از چیزى، یا مورد سوء استفاده جنسى قرار گرفتن در دوران كودكى مى تواند بعدها در نوع نگرش فرد به جهان تأثیر بگذارد. 

محرومیت اجتماعى مانند زندگى در خانه هاى پرجمعیت، و كمبود روابط گرم با شخص قابل اعتماد مى تواند در طول زندگى بر روابط فرد با دیگران تأثیر بگذارد. 

حوادث زندگى پراسترس 

واكنش فرد نسبت به عوامل خارجى نیز مى تواند بر میزان مواد شیمیایى مغز و كیفیت عمل آنها تأثیر گذاشته و نهایتاً بر روحیه و عواطف شخص تأثیر بگذارد. یك حادثه مى تواند فرد را مبتلا به افسردگى سازد. (به ویژه آن كه فردى قبلاً در اثر عوامل دیگر در خطر افسردگى بوده باشد) این حوادث عبارت اند از 1- بیمارى طولانى مدت 2- بیمارى یا مرگ فرد مورد علاقه 3- طلاق 4- پایان دادن به یك رابطه نزدیك و صمیمى 5- رفتن به یك خانه جدید 6- مشكلات مالى یا ادارى. 

نوسان میزان هورمون ها 

در زنان نوسان میزان هورمون ها مى تواند باعث افسردگى شود. این حالات عبارت اند از سندرم پیش از قاعدگى- تقریباً 3 تا 8 درصد زنان یك هفته یا چند روز قبل از قاعدگى تحت تأثیر این سندرم قرار مى گیرند. از نشانه هاى این حالت روحیه افسرده، نوسان روحى، اوقات تلخى، تشویش واضطراب است. 


افسردگى پس از باردارى (زایمان) 

این نوع افسردگى با نوسان هورمون ها پس از حاملگى ارتباط مستقیم دارد، اما عوامل اجتماعى نیز ممكن است در آن نقش داشته باشد. مثلاً یك زن شاغل كه مجبور است به طور ناگهانی به دور از محل كار خود در منزل بماند و روز را به تنهایى و با كودك خود سپرى كند ممكن است احساس افسردگى و انزوا به وى دست بدهد. 

افسردگى در دوران یائسگى 

ممكن است زنان در این دوران به علت آنكه قدرت تولید مثل خود را دست داده اند دچار اندوه شوند و از طرف دیگر ممكن است رفتن فرزندان بزرگسال از خانه، مادر را دچار افسردگى كند. 

عوامل دیگرى كه ممكن است منجر به افسردگى شوند عبارت اند از:1- مصرف مواد مخدر و الكل 2- استفاده از برخى داروها مانند استروئید یا داروهاى مربوط به فشارخون 3- بیمارى هاى خاص مانند پركارى غده تیروئید یا مشكلات عروقى 4- تحلیل انرژى، از دست دادن انرژى ذهنى و جسمى كه معمولاً ناشى از كار طولانى مدت و یا تعهداتى است كه فرد بر روى دوش خود احساس مى كند.

اختلال افسردگی ماژور (عمده) 

افسردگی ماژور طیف وسیعی از اختلالات گوناگون را دربرمی گیرد كه تنها تشابه و نكته مشترك آنها خلق افسرده است. 

حمله افسردگی ماژور حداقل باید دو هفته طول بكشد و دست كم چهار علامت از علایم تغییرات اشتها و وزن، تغییرات خواب و فعالیت ها، فقدان انرژی، احساس گناه، مشكل در تفكر و تصمیم گیری، افكار عود كننده مرگ یا خودكشی را به همراه لااقل یكی از دو علامت خلق افسرده یا كاهش علائق و لذت، داشته باشد.

خلق افسرده و بی علاقگی یا بی لذتی علایم كلیدی افسردگی است. بیمار ممكن است بگوید احساس اندوه، نومیدی، غمگینی یا بی ارزشی می كند. این بیماران اغلب كیفیتی غیرقابل وصف، اما مشخص برای حالت مرضی خود قایل اند. بیماران اغلب علایم افسردگی را نوعی درد مشقت بار روحی توصیف می كنند. گاه از اینكه نمی توانند گریه كنند، شكایت می كنند.

حدود 3/2 این بیماران به فكر خودكشی می افتند.

10 الی 15% آنان دست به خودكشی می زنند. درعین حال برخی بیماران از افسردگی خود خبر ندارند ولو اینكه از خانواده، دوستان و فعالیت هایی كه سابقاً مورد علاقه شان بود، كناره گرفته باشند. تقریباً همه بیماران افسرده (97%) از كاهش انرژی كه موجب اختلال در انجام وظایفشان مانند شغل، تحصیل و .. می شود، شكایت دارند. حدود 80% بیماران از اشكال در خواب، بویژه سحرخیزی (بی خوابی انتهایی)، بیدارشدن های مكرر در طول شب كه طی آن دایم به مشكلات خود فكر می كنند، شاكی هستند. 

بسیاری از بیماران دچار كاهش اشتها و وزن می شوند اما برخی افزایش اشتهاو وزن و افزایش خواب پیدا می كنند.

غیرطبیعی بودن قاعدگی و كاهش علاقه و عملكرد جنسی از دیگر علایم افسردگی است. حدود 50% بیماران می گویند كه علایمشان در طول روز تغییر می كند. طوری كه شدت آن در صبح بیشتر و هرچه رو به غروب می روند، كمتر می شود. علایم شناختی افسردگی عبارت است از: احساس ذهنی ضعف تمركز و مختل شدن تفكر.

افسردگی در كودكان و نوجوانان ممكن است بصورت هراس از مدرسه و چسبیدن بیش از حد به والدین بروز كند.

تقریباً در سراسر جهان شیوع اختلال افسردگی ماژور در زنان 2 برابر مردان است. متوسط سن شروع اختلال افسردگی ماژور حدود 40 سالگی است و در حدود 50% از كل این افراد بیماریشان در سنین 20 تا 25 سالگی شروع می شود.

روشهای درمان بیماری روان درمانی

روان درمانی صرفنظر از نوع و شدت افسردگی، راه اساسی در درمان افسردگی است. از جمله روش های روان درمانی؛ روش های روان پویایی، شناختی- رفتاری، بین فردی و خانواده درمانی می باشند.

علایم جسمانی افسردگی 

بیشتر ما نسبت به علایم هیجانی افسردگی مانند احساس ناامیدی، غمگینی، تحریك‎پذیری یا اضطراب، احساس گناه یا بی‎ارزشی، كاهش علایم و انگیزه‎های زندگی، اشكال در تصمیم‎گیری تفكر در مورد مرگ یا خودكشی و ... تا حدودی آگاهی داریم اما ممكن است نسبت به علایم جسمانی ناشی از افسردگی بی‎اطلاع باشیم. در ادامه مطلب به برخی از مشكلات و علایم جسمانی بخش‎های مختلف بدن اشاره می‎شود. به نظر می‎رسد افسردگی با عدم تعادل شیمیایی در مغز مرتبط باشد. این مسئله در این كه شما درد را چگونه احساس می‎كنید نقش مهمی دارد. برخی از متخصصین معتقدند كه افسردگی می‎تواند در شما به نسبت سایرین دردهای متفاوتی ایجاد كند. در بیشتر موارد درمان افسردگی از طریق روان‎درمانی یا دارو درمانی و یا تركیبی از این دو مشكل جسمانی شما را حل خواهد كرد. 

شما در بیان وضعیت خود به پزشك حتماً علایم جسمانی را مد نظر داشته باشد. این علایم نیز به درمان نیاز دارند. برای مثال اگر شما بی‎خوابی داشته باشید، پزشك با تجویز یك داروی ضد اضطراب به شما كمك می‎كند، با آرامش و راحت‎تر بخوابید.

زمانی كه درد و افسردگی با هم تظاهر می‎نمایند گاهی تسكین درد شما به افسردگی‎تان كمك می‎نماید و بالعكس. برخی از داروهای ضد اضطراب از قبیل fluoxetin و citalopram ممكن است به دردهای مزمن شما كمك نمایند. همچنین دیگر درمان‎ها مانند روان‎درمانی شناختی رفتاری می‎تواند شیوه‎های مقابله با دردهایتان را به شما آموزش دهد و در بهبود آنها مؤثر باشد. 

درد گرفتن سر و گردن

مشكلاتی مانند سردرد، خستگی‎ و گرفتگی گردن و سرگیجه ممكن است دلایل بی‎شماری از قبیل استرس و تنش داشته باشد. اگر ضربه‎ای به سر شما وارد نشده باشد یا به طور معمول به سردرد مبتلا نباشید، سردرد، گرفتگی و دردهای گردن شما می‎تواند علامتی از افسردگی باشد. اگر شما مستعد افسردگی باشید، در هنگام افسردگی سردردتان بدتر می‎شود. افسردگی باعث تأكید بیشتر فرد بر موارد منفی می‎گردد (این مسأله یكی از علایم افسردگی است) فرد افسرده درد را شدیدتر از حالت عادی احساس می‎كند. گرچه تعداد كمی از سردردها، مربوط به بیماری‎های كشنده می‎باشند، اما اگر سردرد شما بسیار شدید و یا با علایمی مانند تهوع و استفراغ همراه باشد بلافاصله به پزشك خود مراجعه كنید. از دیگر علایم شایع افسردگی بی‎خوابی است كه می‎تواند باعث ایجاد كمبود انرژی و كندی حركتی بدن شود و به شكلی كه روز را به شب رساندن به عملی طاقت‎فرسا تبدیل می‎شود. اگر شما در زندگیتان استرس دارید آن نیز می‎تواند تأثیرات جسمانی برایتان داشته باشد. در مجموع استرس و افسردگی می‎توانند به خستگی و بی‎خوابی منجر گردند. ثبت روزانه علایم در یك دفترچه یادداشت می‎تواند به شما در شناسایی الگویتان و درك آنچه ممكن است باعث شروع علایم‎تان باشد كمك نماید.

تاثیر افسردگی در سینه

دردهای سینه، تپش قلب، دردهای كتف و سرشانه می‎توانند از علایم افسردگی و اضطراب باشند كه متخصصین، آن را (افسردگی مضطرب) می‎نامند در صورت وجود این علایم باید مشكلات قلبی بررسی شوند و اگر مشكل قلبی مطرح نباشد این علایم می‎تواند مربوط به سوزش سردل، افسردگی و یا اضطراب باشد. مطالعات نیز نشان می‎دهند یك ارتباط پیچیده و بیولوژیك بین اضطراب، افسردگی و قلب وجود دارد. افسردگی خطر بیماری قلبی را افزایش می‎دهد یكی از دلایل این است كه افسردگی باعث تغییرات بیولوژیك می‎شود كه بر لخته شدن خون و دیگر عوامل مرتبط قلبی اثر می‎گذارد و می‎تواند عواملی را كه به مشكل قلبی منجر می‎گردند، تشدید نماید. استرس یا حمله پانیك نیز می‎تواند باعث ترشح هورمون‎های استرس مانند كورتیزول (كه بخشی از ترشح آن از واكنش‎های طبیعی بدن محسوب می‎گردد) شود كه این هورمون‎ها علایمی مانند سینه درد، تپش قلب و كتف دردی ایجاد می‎كند كه ظاهراً مانند یك حمله قلبی احساس می‎شود. این افزایش ناگهانی هورمون‎های استرس نیز خطر مشكلات قلبی را افزایش می‎دهد.

تاثیر افسردگی در دست و بازوان

در صورت بروز درد در انگشتان و دست، ابتدا مشكل آرتروز به ذهن می‎رسد در صورتی كه این دردها می‎تواند از علایم افسردگی باشد. افسردگی به روی همان مسیرهایی كه در انتقال پیام‎های درد درگیرند، تأثیر گذار می‎باشد. بنابر این بروز دردهای خفیف یا دردهایی در مفاصل می‎تواند از علایم افسردگی باشد.

تاثیر افسردگی در شكم

مشكلات گوارشی، دردهای معده و تغییرات در اشتها می‎تواند علل مختلفی از قبیل زخم روده، برگشت غذا به مری، سنگ صفرا، مشكلات رژیمی، ورزش نكردن یا استرس داشته باشد. اما می‎تواند از علایم افسردگی نیز باشد. وقتی مردم افسرده هستند گاهی دچار مشكلات گوارشی مانند تهوع و یبوست می‎شوند. بخشی از آن به این دلیل می‎باشد كه روده، همانند مغز دارای گیرنده‎های سرتونین و نوراپی نفرین می‎باشد. در مجموع نگرانی،‌اضطراب و استرس می‎توانند منجر به مشكلات روده‎ای گردند. افزایش یا كمبود اشتها در افراد افسرده نیز می‎تواند منجر به كندی عملكرد روده‎ها و نهایتاً باعث مشكلات شكمی گردد. 

تاثیر افسردگی در پاها

اگر مشكلات پا بر اثر صدمات، كشیدگی یا رگ به رگ شدن نباشد می‎تواند با افسردگی و دردهای جسمانی ناشی از آن مرتبط باشد. افسردگی توجه فرد را به دردهای خفیفی كه تا كنون نادیده گرفته می‎شدند معطوف می‎دارد و این درد و ناراحتی، را افزایش می‎دهد. افسردگی همچنین می‎تواند ناراحتی‎های مشابهی را ایجاد كند. بخشی به این دلیل كه افراد افسرده انگیزه‎ای برای ورزش كردن ندارند بدنشان ضعیف می‎شود و این وضعیت زمینه را برای درد بیشتر مستعد می‎سازد.

تاثیر افسردگی در پشت

تقریباً همه افراد زمانی در طول دوره زندگی خود گرفتگی‎های عضلانی را تجربه كرده‎اند. برخی از دردها و اسپاسم‎های خفیف كه ناشی از صدمات فیزیكی نباشند می‎توانند از علایم افسردگی محسوب گردند. افراد افسرده بیشتر به دردهای آزاردهنده‎ای كه تا كنون نادیده گرفته می‎شدند، توجه دارند و آنها را تشدید می‎نمایند. شاید به این دلیل كه افراد افسرده انگیزه‎ای برای ورزش ندارند،‌ این وضعیف با تضعیف بدن زمینه را برای درد بیشتر فراهم می‎نماید.

نگاهی تازه به افسردگی 

علایم افسردگى همیشه غمگینى و گریه كردن نیست بلكه بسیار متنوع است. بسیارى از افراد مبنلا به افسردگى دچار تغییرات روحى و روانى مى شوند كه بر تفكر، خواب و یا میزان انرژى آنها تأثیر مى گذارد. علاوه بر این، افسردگى هاى مختلف و متنوع علایم دیگرى را نیز به همراه دارند. 

علایم افسردگى عبارت اند از: 

1 - روحیه افسرده 

2- احساس مداوم ناامیدى، بى ارزشى و احساس گناه 

3- خستگى یا كمبود انرژى 

4- رفتار بسیار كند و آهسته (گویى فرد خود را كشان كشان حركت مى دهد) 

5- عدم رضایت یا كاهش رضایت از زندگى 

6- كاهش انگیزه 

7- تفكر منفى یا بدبینانه 

8- عدم احساس علاقه نسبت به دوستان، فعالیت، سرگرمى یا كار 

9- تغییر در عادات غذاخوردن كه به صورت پرخورى یا كم اشتهایى بروز مى كند 

10- مشكلات خواب، از جمله زود برخاستن 

11- گریه هاى مداوم 

12- مشكل در تمركز، یادآورى یا تصمیم گیرى 

13- اوقات تلخى 

14- اضطراب و نگرانى بسیار زیاد 

15- فكر كردن به مرگ یا خودكشی

16- اقدام به خودكشی 

متخصصان معتقدند كه اگر فردى همه این علایم یا بعضى از آنها را حداقل طى دو هفته هر روز داشته باشد آن فرد مبتلا به افسردگى بالینى است. 

افسردگى مى تواند بر تمام زندگى فرد (و خانواده و دوستان نزدیك او نیز) تأثیر بگذارد. زیرا افسردگى روى توانایى شخص سایه می اندازد و باعث یأس و دلسردى او مى شود. فرد افسرده اغلب از هیچ چیزى لذت نمى برد حتى از چیزهایى كه روزى از آنها لذت مى بُرد. 

- در طول دوره افسردگى بعضى از افراد عملاً از انجام هرگونه كارى عاجز و ناتوان هستند. 

- بعضى از افراد افسرده مى توانند به كار كردن ادامه دهند اما این افراد فقط در شغل خود دوام مى آورند تا به تعهدات خود عمل كنند. اما این كار بسیار سختى براى آنها است. 

فرد مبتلا به افسردگى اصلى علاوه بر داشتن علایم عمومى افسردگى، ممكن است علایم زیر را نیز از خود بروز بدهد: 

1 - سردردهاى مداوم 

2- درد و رنج هاى دیگر، حتى بدون آنكه علت ظاهرى داشته باشند 

3- مشكلات سوء هاضمه 

4- عملكرد ضعیف جنسى.

ممكن است در كودكان و نوجوانان علایم افسردگى واضح تر باشد. این علایم عبارت اند از: 

1- افت نمرات 2- اوقات تلخى 3- مشكلات اخلاقى 4- انزوا و گوشه گیرى 5- شكایت كردن از مشكلات جسمانى مانند سردرد و دل درد ?- كاهش انرژى 7- عدم تمركز 8- تغییر در الگوهاى خواب یا غذاخوردن 


لازم است بدانید

متخصصان تخمین مى زنند كه 20 درصد از كودكان و چهار تا هشت درصد از نوجوانان مبتلا به افسردگى هستند. بالاترین مورد افسردگى در دختران پس از سن بلوغ رخ مى دهد. 

افسردگى مى تواند بر تمام زندگى فرد تأثیر بگذارد. زیرا افسردگى روى توانایى شخص سایه می اندازد و باعث یأس و دلسردى او مى شود. فرد افسرده اغلب از هیچ چیزى لذت نمى برد حتى از چیزهایى كه روزى از آنها لذت مى برد.


بهتر است بدانید كه: 

افراد بالاى 65 سال، چهار برابر گروه هاى سنى دیگر مبتلا به افسردگى هستند. در افراد مسن، افسردگى با علایم دیگرى همراه است؛ علایمى مانند گیجى، فراموشى، عدم توجه به بهداشت شخصى و ظاهر. علاوه بر این، بیمارى ها نیز مى توانند باعث افسردگى شوند مانند بیمارى تیروئید، بیمارى هاى سیستم عصبى و برخى سرطان ها. 


اختلال دوقطبى 


در افراد مبتلا به افسردگى اختلال دوقطبی یا افسردگى شیدایى، نوسانات روحیه اى زیادى مشاهده مى شود. به طورى كه فرد در اوج شیدایى یا شادى غیرمعمول قرار می گیرد و سپس وارد مرحله افسردگى مى شود. در طول مرحله افسردگى، فرد همان علایم افسردگى بالینى (عمومى) را از خود نشان مى دهد اما در این افسردگى خطر خودكشى بالاتر است. 

افسردگى خفیف 

افسردگى خفیف یا افسردگى مزمن اغلب از دوران كودكى یا نوجوانى آغاز مى شود و در صورت عدم درمان ممكن است چندین سال تداوم یابد. 

خصوصیات افراد مبتلا به افسردگى: 

1- هیچگونه احساس عاطفى ندارند و از نظر عاطفى كاملاً بى حس هستند، آنها به طور مداوم در حالت افسردگى سطح پایین به سر مى برند و با علاقه و اشتیاق كمى به زندگى روزمره ادامه مى دهند. 

0- دوست دارند افكار منفى داشته باشند؛ معمولاً نیمه خالى لیوان را مى بینند. 

1- 3- از چیزى لذت نمى برند حتى از چیزهایى كه زمانى از آنها لذت مى بردند. 

بسیارى از مبتلایان به افسردگى خفیف اصلاً به دنبال درمان نیستند زیرا نمى دانند كه مبتلا به افسردگى هستند. از آنجایى كه افسردگى خفیف به صورت مزمن است فرد مبتلا، خانواده او و دوستان او فكر مى كنند كه این رفتارها جزیى از طبیعت و منش و شخصیت فرد است. رهایى و بهبودى از این نوع افسردگى اغلب به طور كامل اتفاق نمى افتد و این خطر وجود دارد كه فرد دچار افسردگى اصلى شود كه در این صورت فرد ِ مبتلا در اصل مبتلا به دو نوع افسردگى است.

اختلال فصلى 

این افسردگى شكلى از افسردگى است كه تصور مى شود با قرار گرفتن در معرض نور خورشید به میزان زیاد، به وجود مى آید. علاوه بر روحیه افسرده و علایم عمومى افسردگى،علایم دیگر این افسردگى عبارت اند از: 

1 - تمایل به خوردن غذاهاى شیرین و نشاسته دار 

2- افزایش وزن 

3- خواب زیاد. این حالت عموماً در فصل بهار از بین مى رود.

بیشتر بدانید:تست افسردگي 

بیشتر بدانیم:سلامت روان را بشناسیم و از5 تکنیک استفاده کنیم 

بیشتربدانیم:چند راه حل عالی برای بالا بردن اعتماد به نفس 

بیشتر بدانیم: 10 راه عالی و فوق العاد برای شاد زندگی کردن 

بیشتر بدانیم:آیا شما در آینده ثروتمند میشوید یا فقیر 

بیشتر بدانیم:راز موفقیت در زندگی 

بیشتر بداتیم:قانون جذب چیست و چگونگی جذب موفقیت به زندگی

درمان میان فردی برای افسردگی 

تحقیق گسترده‌ای را كه بودجه آنرا موسسه ملی بهداشت روانی تأمین كرد، مجادله بر سر اثر بخشی نسبی داروها در مقایسه با روان درمانی در درمان افسردگی را كاوش نمود. پژوهشگران در این تحقیق، به طور تصادفی 250 نفر را در شش مكان مختلف و در یكی از چهار گروه درمانی گماردند: (1) روان درمانی میان فردی، (2) روان درمانی شناختی رفتاری(3) داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای، و (4) پلاسیبو (دارونما). آنها هفته ای یكبار به مدت 20 تا 30 دقیقه با درمانگری كه پیشرفت آنها را در نظر می گرفت و حمایتشان میكرد، ملاقات می كردند. پژوهشگران برای اطمینان یافتن از ثبات در مكانها و نحوه ای كه درمانگران درمانها را اجرا می كردند، یك راهنمای استاندارد را تهیه كردند كه نظریه زیر بنای روشی را كه درمانگران باید به كار می بردند، راهبردهایی را كه باید اتخاذ می كردند، و روشهای توصیه شده برای بر خورد كردن با مشكلات خاص را شرح می داد. این تحقیق 16 هفته ادامه یافت.

پژوهشگران نتایج این چهار درمان را با استفاده از شاخصهای بالینی، از جمله ارزیابی متخصص بالینی و گزارشهای شخصی در مورد افسردگی و سایر نشانهای روانی مقایسه كردند. نتایج درمان بسته به شدت اولیه افسردگی درمانجو متفاوت بودند. 

تحقیقات دیگری نیز اثر بخشی دراز مدت درمان میان فردی حمایت كرده اند. پژهشگران در تحقیق دیگری (اوگلس، لامبرت، و ساویر، 1995) اهمیت بالینی تغییرات در نشلنه های افسردگی ناشی از درمانهای مختلف در تحقیق موسسه ملی بهداشت روانی را دوباره بررسی كردند. در مجموع، این نتایج شبیه نتایج قبلی بودند، اما وقتی پژوهشگران بررسی خود را به افرادی محدود كردند كه حداقل 12 جلسه درمان را به اتمام رسانده بودند، دریافتند كه درمان میان فردی و دارو از درمان شناختی- رفتاری یا پلاسیبو به اضافه كنترل بالینی بهره مند شدند: به ترتیب، 65 درصد و 62 درصد.

در یكی از جالب ترین تحقیقات كه به مقایسه دارو و روان درمانی مربوط می شد، پژوهشگران دریافتند افراد افسرده ای كه درمانشان تمركز میان فردی مستمر را در بر داشت، بعد از پایان درمان بیش از سه سال بی نشانه بودند. تركیب دارو و درمان میان فردی در پیشگیری از برگشت نشانه های افسردگی بسیار موثر بودند. برین معنی كه تركیب دارو و روان درمانی با استفاده از رویكرد میان فردی می تواند در كمك به افراد مبتلا به افسردگی شدید و مكرر بسیار موثر واقع شود.

پژوهشگران دیگری برای اینكه مشخص كنند آیا درمانهای خاص برای افراد به خصوصی موثر هستند، داده های موسسه ملی بهداشت روانی را به دقت بررسی كرده اند. برای مثال، كیفیت رابطه بین درمانجو و درمانگر در درمان میان فردی خیلی برجسته است، و بیمارانی كه رابطه ثمر بخشی با درمانگر خود برقرار می كنند از درمانشان بیشتر بهره مند می شوند. در همین راستا، افراد افسرده ای كه عملكرد اجتماعی عالی تری دارند از درمان میان فردی بهره مند می شوند، در حالی كه، كسانی كه عملگرد شناختی عالی تری دارند از درمان شناختی- رفتاری بیشتر بهره مند می شوند.

پیشرفتهایی كه در فنون تصویر برداری از مغز صورت گرفته، پژوهشگران را قادر ساخته است تا نا بهنجاریهای سوخت و سازی مرتبط با افسردگی، و تغییرات سوخت و سازی را كه از درمان حاصل می شود، ارزیابی كنند. در یك تحقیق(برودی و همكارانش، 2001)، پژوهشگران تغییرات سوخت و ساز ناشی از داروی پاروكستین (پاكسیل) را با تغییرات مرتبط با درمان میان فردی در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی مقایسه كردند. آنها نتیجه گرفتند كه تغییرات سوخت و ساز در هر دو درمان مشابه بودند. این گونه یافته ها برای افرادی كه مداخله های غیر دارویی را ترجیح می دهند بسیار مهم است.

موفقیت درمان میان فردی برای جمعیتها و اختلالهای گوناگون منجر شده است. درمان میان فردی برای افسردگی، در مورد سالخوردگان، نوجوانان، افراد مبتلا به hiv و سایر افراد مبتلا به بیماری جسمانی به كار رفته است. برای مثال، در یك تحقیق، درمان میان فردی روی 25 نوجوان مبتلا به اختلال خلقی متوسط تا شدید به مدت 8 ماه اجرا شد. افزون بر 80 درصد شركت كنندگان منافع درمانی و تسكین نشانه های قابل ملاحظه ای را بعد از 12 هفته درمان میان فردی تجربه كردند. پژوهشگران از به كارگیری درمان میان فردی در درمان اختلال افسرده خویی، اختلال دو قطبی، و پر خوری عصبی و همین طور از كاربرد آن در زوج درمانی و گروه درمانی حمایت كردند. با این حال، پژوهشگران در مورد ارتباط خاص درمان میان فردی با دارو و تعداد جلسات لازم برای رسیدن به نتایج درمانی مطلوب، به نتیجه گیری های مطلوب نرسیده اند. آنها به ارزیابی درمان میان فردی برای انواع اختلالها و مشكلات روان شناختی و مشخص كردن موقعیتهایی كه این رویكرد درمانی نوید بخش را می طلبند، ادامه می دهند.

علتهاي زيادي براي افسردگي وجود دارد. افسردگي مي تواند به دليل يك يا چندين علت ايجاد شود. همچنين مي تواند ريشه ژنتيكي ( مثل اختلال بعضي از نروترانسميترها ) داشته باشد. در زير به برخي عوامل معمول افسردگي اشاره مي شود:

ـ تغييرات اساسي در وضعيت زندگي كه باعث ادامه طولاني مدت استرس مي شود، نظير مرگ ناگهاني يك عضو خانواده يا از دست دادن يك دوست، از دست دادن شغل، طلاق، ورشكستگي يا بيماريهاي مزمن.

ـ نقايص شخصي و وقايع خاص دوران بچگي مثلاً ضعف، عدم ثبات،‌داشتن والدين فقير، عدم علاقه والدين در دوران بچگي و رشد در يك خانواده از هم پاشيده.

ـ تغيير در عادات خواب، مشكلات مالي زياد، تغيير در فعاليتهاي اجتماعي، مذهب و ...

بيماريهاي خاص که باعث افسردگی می شوند:

هر بيماري، چه شديد، چه خفيف مي تواند سبب افسردگي شود. اگر چه بيماراني كه از بيماريهاي خاص نظير شوك، پسوريازس، ايدز و بيماريهاي مزمن ديگر رنج مي كشند بيشتر دچار افسردگي مي شوند.

عدم تعادل هورموني:

اين عامل روي زنان تأثير مي گذارد و هر وقت كه تغييري در تعادل هورمونها در بدن به وجود مي آيد، اتفاق مي افتد. اغلب زنان در طي دوران قبل از قاعدگي و دوران قاعدگي دچار افسردگي مي شوند. اين دوره به طور طبيعي محدود است، اما در بعضي موارد نياز به دارو درماني دارد.

داروهاي خاص:

يك تعداد از داروهاي خاص نيز مي تواند موجب افسردگي شوند.

علائم و نشانه ها:

علائم افسردگي به تناسب شدت و ضعف آن تغيير مي كند. اگر چه بيشتر بيماران با كمي تفاوت، اضطراب و اختلال در خواب را تجربه كرده‌اند.

بعضي ممكن است احساس گناه، درماندگي يا بي ارزشي كنند. ديگران مشكلاتي در ارتباط برقرار كردن، فكر كردن يا به ياد آوردن مطالب دارند. در بعضي موارد بيماران علاقه به فعاليتهاي اجتماعي، جنسي يا كار را از دست مي دهند. آنها معمولاً گوشه گير مي شوند و بيشتر وقت خود را به تنهايي در رختخواب مي گذرانند. علائم ديگر شامل سردرد، تغيير در اشتها، خستگي و خواب آلودگي مي باشد. در موارد شديد بيماران ممكن است دست به خودكشي بزنند.

آزمايشات تشخيصي و روشها:

از آنجا كه افسردگي ممكن است قسمتي از يك بيماري باشد، اطلاع از تاريخچه بيماري و معاينه از بيمار بسيار حائز اهميت است. تاريخچه، وضعيت ذهني، وضعيت دارويي ( شامل داروهايي كه بيمار مصرف مي كند ) بايد در نظر گرفته شود.

بررسي رواني:

الف) مصاحبه: مصاحبه معمولاً تاريخچه را در بر مي گيرد. مصاحبه كننده سعي مي كند بيشتر وضعيت بيماري در حال و گذشته، درمانهايي كه قبلاً استفاده شده را بررسي كند و تاريخچه فاميلي، وقايع دوران بچگي، تحصيلات، تاريخچه جنسي، داروهاي مورد استفاده بيمار و شيوه زندگي فعلي او را بداند.

ب) معاينات وضعيت ذهني: كه شامل بررسي ظاهر بيمار، فعاليت و رفتار و حركات بيمار ( كه آيا حركت خاصي وجود دارد ) و جرأت بيمار و طرز صحبت كردن او مي باشد.

ج) معاينات پزشكي:

يك معاينه پزشكي كامل، شامل گرفتن تاريخچه پزشكي و معاينه فيزيكي است.

از آنجا كه بعضي بيماريهاي فيزيكي مي تواند علائم افسردگي را شدت بخشند، بنابراين معاينه فيزيكي براي پيدا كردن علت افسردگي مهم است.

  راه های درمان افسردگی 

  راه  هاي درمان مفيد و مناسب بسياري وجود دارد. اكثر افراد افسرده مي توانند با درمان مناسب طي چند هفته به خوبي بهبود يابند. مشاوره يا تجويز دارو يا تركيبي از هر دو درمان، راهي رايج، معمول و در عين حال مؤثري است.

در صورتي كه فكر مي كنيد شما يا اطرافيانتان ممكن است دچار افسردگي شده باشيد، حتما از نيروهاي مؤثر و متخصص همانند مشاوران كمك بگيريد.

هر فردي در زندگي خود دوراني دارد كه ترجيح مي دهد خانه نشين باشد تا اينكه با جهان بيرون روبه رو شود. يافتن برخي تدابير مي تواند مؤثر باشد. كارهاي تاييد شده و درستي  وجود دارد كه ميتوانيد براي رهايي از احساس تنهايي، دلسردي و افسردگي انجام دهيد.

نكات زير، مواردي است كه نه تنها به شما در روزهاي ابري كمك مي*كند تا احساس خوبي داشته باشيد بلكه از خطر افزايش افسردگي جلوگيري مي كند.

با دوستان نزديك و اعضاي خانواده خود در مورد احساسات*تان صحبت كنيد: احساس غمگيني يا نااميدي چيزي نيست كه از آن خجالت بكشيد و در مواردي آگاهي  افراد از احساس ناخشنودي مي تواند به بهبودي شما كمك كند. اگر نمي توانيد براي ديدار دوستان و آشنايان خود از خانه خارج شويد نامه اي بنويسيد يا با تلفن با آنها صحبت كنيد.


با معلولان تماس داشته باشيد: افراد غيرمعلول به رغم تلاش خود هميشه قادر به درك معضلات و نحوه زندگي معلولان نيستند. اگر احساس تنهايي  مي كنيد يا احساس مي كنيد به شما توجه نمي شود صحبت كردن با افرادي كه معلوليت مشابهي دارند مي*تواند مؤثر واقع شود و همه چيز را تغيير دهد.


پرستار و پزشك خانوادگي مي تواند اطلاعاتي درباره گروه هاي حمايتي محلي يا اسامي ديگر افرادي كه داراي تجارب مشابهي هستند ارائه دهد. استفاده از اينترنت و سايت هاي مربوط به معلولان گزينه هاي ديگري هستند كه مي*توانند براي اين منظور مورد استفاده قرار گيرند چرا كه معمولا حاوي مطالبي الهام*بخش و مفيد هستند.


حامي خود و ديگران شويد: در صورتي  كه فكر مي كنيد عوامل محيطي  و اجتماعي در احساس دلسردي، غمگيني، عصبانيت يا ايجاد احساس ناخشنودي شما تاثير دارند براي انجام تغييرات مثبت و ايجاد علائم بهبودي، بايستي آنها را شناسايي كنيد. در فعاليت هاي انجمن هاي مربوط به معلولان شركت كنيد. با مديران فروشگاه*ها كه فاصله كافي براي عبور ويلچر در بين قفسه ها در نظر نمي گيرند، صحبت كنيد. با نمايندگان مجلس و شوراها در خصوص مشكلات خدماتي و درماني و بيمه كه اغلب افراد معلول با آن روبه رو مي شوند، مكاتبه كنيد.


داوطلب شويد: داوطلب شدن مي تواند راهي مفيد و فوق العاده براي گذراندن وقت تان باشد و مي تواند شما را به خارج از خانه ببرد و موقعيت تعامل و ارتباط با ديگران را فراهم كند. درصورتي* كه نمي**توانيد از خانه خارج شويد از تماس هاي تلفني استفاده كنيد، نامه اي بنويسيد يا فعاليت داوطلبانه ديگري در منزل انجام دهيد.


ورزش كنيد: فعاليت هاي جسماني مي تواند يكي  از مؤثر ترين راه ها براي مبارزه با افسردگي باشد. حتي درصورتي  كه داراي محدوديت قابل توجه فيزيكي* هستيد، افزايش فعاليت*هاي بدني، حتي به ميزان كم، به بهبودي روحيه شما كمك خواهد كرد.


مديريت استرس: اگرچه استرس هميشه باعث افسردگي نمي شود ولي مي تواند نشانه هاي افسردگي را شديدتر كند. يافتن روش هاي مديريت استرس مي تواند پاسخگو باشد.


استراحت كردن، عبادت كردن، نماز خواندن، تماشاي فيلم هاي كمدي، انجام كارهاي دستي ، مطالعه مجله يا هر فعاليت ديگري كه باعث شود احساس كنيد كمتر استرس داريد، مي تواند آسيب پذيري شما را از افسردگي كمتر كند.


بیشتر بدانید:تست افسردگي 

بیشتر بدانیم:سلامت روان را بشناسیم و از5 تکنیک استفاده کنیم 

بیشتربدانیم:چند راه حل عالی برای بالا بردن اعتماد به نفس 

بیشتر بدانیم: 10 راه عالی و فوق العاد برای شاد زندگی کردن 

بیشتر بدانیم:آیا شما در آینده ثروتمند میشوید یا فقیر 

بیشتر بدانیم:راز موفقیت در زندگی 

بیشتر بداتیم:قانون جذب چیست و چگونگی جذب موفقیت به زندگی




آموزش:


اشتراک گذاری:
احمد رضایی
رتبه مدرس
شماره تماس:

تاریخ عضویت:۱۳۹۸/۰۹/۰۱


تعداد درس:۱۷
قیمت: رایگان!
پرسش و پاسخ (0)
سوالی دارید؟ اینجا بپرسید...
نام کاربری: برای ارسال کامنت، باید ابتدا وارد سایت شوید.