لطفا جهت دریافت فایل هدیه این محصول ایمیل یا شماره تلفن خود را وارد کنید
توضیحات

آمار چیست؟ چرا به آمار نیاز داریم؟


استفاده از احتمال در آمار، در اواخر قرن هفدهم شروع شد، که در این باره می توان به مطالعات مندل در مورد قانون وراثت، گالتون در بکارگیری همبستگی و ارتباط بین صفات، و به ویژه فیشر در ابداع روش های مختلف استنباط آماری اشاره نمود. از شروع قرن بیستم همه ساله روش های متعددی برای جمع آوری، تجزیه و تحلیل اطلاعات ارائه گردیده که همچنان ادامه دارد.

مفهوم آمار 
مفهوم آمار از کلمه لاتینی ،به معنی شرط ، استخراج شده است. مدت های مدید ، این علم ، محدود به کار در این حوزه بود ، و تنها در دهه های اخیر از این انحصاری جدا شدو ، و به کمک نظریه احتمال ،شروع به بررسی روش های تحلیل داده های آماری و اثبات فرض های آماری کرد. روش های این آمار ریاضی با آشکار کردن قوانین جدید ، به ابزاری موثر در علوم طبیعی و تکنولوژی تبدیل شد.

تاریخچه علم آمار

تاریخچه علم آمار در ایران آمار، امار، هامار، شمار و شماره از مصدر اوستايي « مر » معني حساب، شمردن، شمارش، به ياد داشتن، از برداشتن. بنابراين آمار يك كلمه كاملا پارسي است كه در ادوار مختلف با گويش هاي متفاوت به كار رفته است. در مفهوم كلي، آمار مجموعه داده هاي عددي مربوط به يك موضوع است. تا قبل از قرن 19 از آمار در زمينه هاي محدود نظير مسايل مالياتي و نظامي استفاده شده و با شروع قرن 19 همراه با تحولات اجتماعي- اقتصادي كه در اروپا وسپس در ساير نقاط جهان پديد آمد.
 انجام خدمات اجتماعي به عنوان يك وظيفه براي كشورها مطرح و بدنبال آن ضرورت برنامه ريزي براي ارايه اين خدمات كاربرد آمار را به طور فزاينده گسترش داد تا آن جا كه امروزه در كليه زمينه هاي اجتماعي- اقتصادي به عنوان اصلي ترين وسيله شناخت نيازها و امكانات و مهمترين ابزار برنامه ريزي به شمار مي رود.
آمار و آمارگيري و سرشماري از دير باز در كشورهاي مختلف جهان سابقه داشته و عموماً به منظور جمع آوري اطلاعات در زمينه امور مالياتي و نظامي استفاده شده است. قدمت واژه آمار به زمان هخامنشبان می رسد در زمان هخامنشيان آمار و آمارگيري و سرشماري از جهات مختلف مورد توجه بوده و كراراً براي تعيين تعداد نفوس و ميزان محصولات كشاورزي انجام شده است.و تا اواسط دوره اشکانیان واژه هامار یا آمار به معنی شمار و واژه شاهامار به معنی سرشماری به کار می رفته است.
به گواه سنگ نوشته ها و آثار مورخان شرق شناس، در زمان داریوش، به منظور جمع آوری آمار، تشکیلات منظمی وجود داشته است و با استفاده از اطلاعات جمع آوری شده، دفاتر مالیاتی و نظامی تدوین می یافته و بودجه مملکتی بر اساس آن تنظیم می شده است.

 در زمان کوروش نیز آمارگیری در مقیاس وسیع و در تمام پهنه ممالک تابعه حکومت مرکزی ایران انجام می شده و اخذ هرگونه تصمیم درباره ولایات بایستی مبتنی بر شناسائی های محلی و اطلاع دقیق بر کثرت و یا قلّت جمعیت و قدرت و توانایی های مالی آن ولایات باشد.
 ساسانیان توجه بیشتری به آمار داشتند و امور مالی، کشاورزی و صنعتی و بازرگانی خود را بر اساس آمارها و اطلاعاتی که مأموران سرشماری جمع آوری می کردند، به انجام می رساندند. به گونه ای که در زمان خسرو انوشیروان، برای اخذ مالیات سرانه، ضمن انجام سرشماری نفوس، سن افراد و میزان ثروت آنها تعیین می شد و حتی میزان محصول درختانی مثل نخل، زیتون و تاک تعیین می گردید و بر اساس آن برای افرادی که سن آنها بین 20 تا 50 سال بود، مطابق ثروت و مکنتی که داشتند.
 مالیات تعیین و آگهی می گردید بعد از ظهور اسلام در ايران، آمارهاي جمعيتي بيشتر به منظور تعيين تعداد پيروان اديان مختلف جمع آوري مي شد و در همين دوران ثبت جمع آوري آمارهاي مربوط به ورود وخروج مسافران و مهاجران و ميزان صادرات و واردات شهرها از طريق دروازه بانها و ماموران حكومتي در دروازه ها انجام مي گرفت. 

در سال 1297 هجري شمسي به منظور ثبت وقايع چهارگانه اداره ثبت احوال كشور تأسيس و با ثبت اطلاعات مرتبط با تولد، فوت، ازدواج و طلاق توسط اداره مذكور ضرورت اطلاع از جمعيت كشور و تعيين سازماني كه موظفاً به جمع آوري اين اطلاعات بپردازد مورد توجه قرار گرفت و منجر به آن شد تا در سال 1303 هجري شمسي آيين نامه اي به تصويب برسد.
 در اين آيين نامه اداره مسؤول آمار و وظايف آن مشخص گردد. براساس اين مصوبه مسؤوليت جمع آوري و مركزيت بخشيدن به آمارهاي مورد نياز بر عهده وزارت كشور گذاشته شد.
در خرداد ماه 1318 هجري شمسي اولين قانون سرشماري از تصويب مجلس شوراي ملي گذشت و در اجراي اين قانون، سرشماري نفوس از همان سال در شهر تهران و در سال 1319 و 1320 هجري شمسي در 33 شهر كشور بتدريج به اجرا درآمد ولي ادامه آن به خاطر وقايع شهريور 1320 معوق ماند.
 در اسفندماه سال 1331 هجري شمسي سازمان همكاري آمار عمومي تشكيل و در فروردين ماه سال 1332 قانون آمار و ثبت احوال متنوع و به سازمان همكاري آمار عمومي ملحق شد و به اين ترتيب براي اولين بار سازماني كه منحصراً وظيفه جمع آوري آمار را به عهده داشت به وجود آمد كه در سال 1344 به اداره آمار عمومي وابسته به وزارت كشور تغيير نام و اين اداره در سال 1335 هجري شمسي اولين سرشماري عمومي نفوس را در كل كشور به اجرا درآورد.
 نياز روز افزون دستگاههاي برنامه ريزي كشور به آمار و اطلاعات و ضرورت همكاري بسيار نزديك سازمان اصلي توليد كننده آمار با دستگاه برنامه ريزي موجب شد تا براساس قانون سال 1344 اداره آمار عمومي از وزارت كشور جدا و با نام مركز آمار ايران به سازمان برنامه و بودجه وابسته شده و اين مركز به عنوان اولين اقدام سرشماري عمومي نفوس و مسكن را طبق قانون در آبان ماه 1345 به مرحله اجرا درآورد و فعاليت هاي ديگري مثل آمارگيري از هزينه و درآمد خانوارهاي شهري و روستايي، آمارگيري نمونه اي كشاورزي روستايي ، سرشماري عشاير و سرشماري از كارگاه هاي بزرگ و صنعتي و غيره را انجام داد.
مطابق قانون تأسيس اين مركز، سرشماري كه منظور آمارگيري هايي كه كليه افراد و واحد هاي جامعه مورد مطالعه را در بر گيرد و در مواعد مشخص به منظور جمع آوري اطلاعات در زمينه فعاليت هاي اقتصادي و اجتماعي مانند نفوس، مسكن، كشاورزي، صنعت، ساختمان- بازرگاني- فرهنگي و ساير فعاليت ها صورت مي گيرد را انجام مي دهد و همچنين آمارگيري نمونه اي كه در واقع جمع آوري اطلاعات آماري از تعدادي افراد يا واحدهاي جامعه براساس روشهاي علمي آماري كه نتايج آن قابل تعميم باشد را عهده دار است.

آزمون میانگین یک جامعه٬ T یک نمونه‌ای

۱.هدف
آزمون میانگین یک جامعه بر مبنای توزیع T یک آزمون پارامتری می‌باشد که در آن به این موضوع پرداخته می‌شود که میانگین یک جامعه٬ به چه میزان از یک مقدار ثابت بیش‌تر و یا کم‌تر است. از این آزمون٬ از آن‌جایی که با یک متغیر سرو کار داریم٬ برای آزمون فرضیه‌های توصیفی استفاده می‌شود.
برای نمونه٬ محققی می‌خواهد دریابد که آیا عملکرد شغلی کارکنان یک سازمان بالا است یا خیر. وی با طیف لیکرت ۵ گزینه‌ای٬ عملکرد شغلی کارکنان را سنجیده است.
وی می‌تواند با استفاده از این آزمون٬ این مساله را بسنجد که آیا میانگین جامعه ۳ می‌باشد یا خیر. اگر استنباط کند که میانگین ۳ نبوده و بیش‌تر از ۳ است٬ می‌تواند استنباط کند که عملکرد شغلی در جامعه مورد نظرش بالاست.
از این آزمون می‌توان٬ بسته به موضوع پژوهش٬ برای تحلیل وجود یا عدم وجود یک متغیر نیز استفاده نمود. برای مثال فرض کنید محققی اعتیاد شغلی را با طیف لیکرت ۷ گزینه‌ای سنجیده باشد. حال اگر بتواند استنباط کند که میانگین جامعه ۴ نیست و بیش‌تر از ۴ است٬ وی می‌تواند اظهار کند که پدیده‌ی اعتیاد به شغل در جامعه‌ی مورد مطالعه‌اش بالاست.
۲. تحلیل نتایج
در این آزمون٬ چنانچه سطح معنی‌داری کم‌تر از مقدار خطا باشد٬ چنین استنباط می‌شود که میانگین جامعه‌ی مورد نظر٬ مقدار آزمون‌شده نیست. حال برای دریافتن این موضوع که میانگین جامعه بالاتر از مقدار آزمون‌شده و یا پایین‌تر از آن است ٬ می‌باید به حد بالا و حد  پایین موجود در خروجی نرم‌افزار مراجعه نمود.
در آزمون T یک نمونه‌ای٬ چنان‌چه حد بالا و حد پایین هر دو مثبت باشند، بدین معنی است که میانگین جامعه در مورد آن متغیر بیش‌تر از مقدار مورد آزمون می‌باشد. همچنین چنان‌چه اولی مثبت و دومی منفی باشد، میانگین جامعه تقریبا مقدار آزمون است. هم‌چنین منفی‌بودن این دو مقدار، بدین‌ معنی‌ است که میانگین متغیر مورد نظر در جامعه کم‌تر از مقدار آزمون است و این متغیرها در جامعه‌ی مورد بررسی در سطح پایینی قرار دارند.

آزمون خطای استاندارد میانگین

آزمون z - آزمون خطای استاندارد میانگین یکی از آزمون‌های آمار است که برای ارزیابی میزان همقوارگی یا یکسان بودن و یکسان نبودن (به انگلیسی: Goodness of fit) میانگین نمونه‌ای و میانگین جامعه به کار می‌رود.

کاربرد

این آزمون برای تشخیص یکسان بودن میانگین برآورد شده نمونه‌ای با میانگین جامعه کاربر دارد. اگر تفاوت کم باشد، این تفاوت معلول تغییر پذیری نمونه‌ای شناخته می‌شود، ولی اگر زیاد باشد نتیجه گرفته می‌شود که برآورد نمونه‌ای با پارامتر جامعه یکسان (همقواره) نیست.
این آزمون پارامتری است یعنی استفاده از آن مشروط به آن است که دو پارامتر جامعه معلوم باشند. همچنین برای آزمون متغیرهای پیوسته (مقیاس فاصله‌ای) کاربرد دارد.
مثال :هوش ایرانی,مهاجرت نخبگان و کاهش میانگین ضریب هوشی جامعه ایران
مهاجرت نخبگان تنها سبب کاهش میانگین ضریب هوشی ملل نمی شود، بلکه این کشورها را از نوابغ تهی می سازد.اعلام میانگین ضریب هوشی ۸۴ برای ایرانی ها، سبب تعجب بسیاری از نخبگان ایران گردید. عده ای با انکار این آمار درصدد اعتراض به آن برآمده اند، اما برای اینجانب، این آمار هیچ گونه جای تعجبی نداشت، زیرا این موضوع را در سال ۱۳۷۹ در سخنرانی در سازمان مدیریت و برنامه ریزی تحت عنوان نظریه ترقیق هوشی(Intellectual Dilution) پیش بینی کرده بودم. در این مقاله به اختصار علل افت میانگین ضریب هوشی در کشور را بررسی خواهم کرد و سپس به راهکارهای مقابله با این رخداد تلخ خواهم پرداخت.


● ضریب هوشی چیست و اهمیت آن در چیست؟

ضریب هوشی IQ یک نسبت است که از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضربدر صد به دست می آید. اگر سن عقلی با سن تقویمی یکسان باشد، ضریب هوشی صد می شود ولی در بعضی مواقع در بعضی افراد سن عقلی بیشتر می شود که این فرد هوشی بیشتر از سایر افراد دارد.

 برای به دست آوردن سن عقلی راه های زیادی وجود دارد و معمولا کارشناسان از تست های خاصی استفاده می کنند که جنبه های مختلفی مانند تشخیص الگوها، قدرت حافظه کوتاه مدت، استفاده فرد از واژه ها، سرعت محاسبه فرد، درک روابط یا جبر، اطلاعات عمومی، محاسبات ریاضیات، درک فضایی، منطق و املا را ارزیابی می کند.
اخیرا در مورد صحت نتایج آزمون های هوش متداول شبهات زیادی وارد شده است. انجمن روان شناسی آمریکا در سال ۱۹۹۵ هوش را به عنوان «توانایی فهم مسایل پیچیده، انطباق موثر با تغییرات محیطی، یادگیری به دنبال تجربیات، استفاده از اشکال مختلف استدلال و فایق آمدن بر مشکلات از طریق تفکر» تعریف کرده است.
این انجمن بر این موضوع تاکید دارد که آزمون های متداول هوش به هیچ وجه توانایی سنجش چنین سازه انتزاعی پیچیده ای را ندارد. مطالعات متعدد، ارتباط مثبت و قوی بین ضریب هوشی با موفقیت تحصیلی، میزان درآمد، سطح سلامت، طول عمر و سطح اجتماعی و ارتباط منفی و قوی با بی کاری و ارتکاب جرایم را نشان داده است. به این ترتیب موضوع ضریب هوشی پایین یا افت ضریب هوشی و در مقابل آن سازوکارهای ارتقای ضریب هوشی به یک مقوله راهبردی اجتماعی و اقتصادی در بسیاری از کشورها تبدیل شده است. به این ترتیب دستیابی به میانگین ضریب هوشی بالاتر یکی از ابزار توسعه و به طور هم زمان یکی از دستاوردهای مهم توسعه محسوب می گردد.

● ضریب هوشی اقوام و ملل

مطالعات فراوانی روی تفاوت متوسط ضریب هوشی در کشورهای مختلف صورت گرفته است. میانگین ضریب هوشی در آمریکا و انگلستان حدود ۱۰۰ است. این عدد برای شهروندان ژاپنی، چینی، کره ای، هنگ کنگی و تایوانی ۱۰۵ و برای ترکیه، کشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا بین ۷۸ و ۹۰ و برای کشورهای آفریقایی پایین تر از صحرای آفریقا بین ۶۵ تا ۷۵ است. در این میان کشور ما ایران با ضریب هوشی متوسط ۸۴ رتبه ۹۷ را بین ۱۸۵ کشور جهان دارا می باشد. هوش یک سازه انتزاعی مولتی فاکتوریال محسوب می شود و هنگامی که صحبت از تفاوت ضریب هوشی بین دو فرد می شود تفاوت های ژنتیکی، تفاوت های محیط فیزیکی، تفاوت های محیط روانی و تفاوت های آموزشی به خصوص در دوران کودکی می تواند توجیه کننده تفاوت ضریب هوشی باشد، اما هنگامی که با تفاوت میانگین ضریب هوشی میان دو کشور یا دو نژاد مواجه می شویم قایل شدن به تفاوت ژنتیکی، به نوعی به معنای وجود نژاد برتر (ژن برتر) است.
در واقع در توجیه تفاوت ثروت ملل در طول تاریخ توجیهات زیادی آورده شده است.منتسکیو (۱۷۴۸) آب و هوای معتدل را مهم ترین علت برای ثروت ملل می دانست، آدام اسمیت (۱۷۷۶) مهارت های انسانی، تخصص گرایی و وجود یک بازار آزاد را عامل اصلی توسعه فرض می کرد، توماس مالتوس در سال ۱۸۱۷ شناسایی عوامل موثر بر فقر و ثروت ملل را مهم ترین چالش پژوهشی در حوزه اقتصاد سیاسی می داند. دیوید لاندز و ساموئل هانتینگتون عوامل فرهنگی (سخت کوشی، نظم، آرمان های بزرگ، همگرایی اجتماعی، احترام به کار، ارزش قایل شدن برای تحصیلات) را مهم ترین عامل موفقیت و ثروت ملل می دانند.

 در این میان یکی از جنجال برانگیزترین دیدگاه ها توسط ریچارد لین (۲۰۰۲) مطرح شده است، ریچارد لین ریشه های ثروت و فقر ملل مختلف را در هوش و استعداد ذاتی آنان می داند و قایل به برتری ژنتیکی بعضی از اقوام و نژادها در مقایسه با سایرین است. موضوع ژن برتر و نژاد باهوش تر موضوعی است که در طول تاریخ به کرّات از سوی گروه ها و رهبران نژادپرست (مانند نازی ها و صهیونیست ها) اعلام شده است، اما تاکنون هیچ یک از شواهد ارایه شده نتوانسته است برتری هوشی یک قوم یا نژاد نسبت به سایر اقوام را به تفاوت های ژنتیکی مابین آنان نسبت دهد.
جدای از عوامل ژنتیکی، عوامل محیطی متعددی روی ضریب هوشی تاثیر می گذارد وضعیت تغذیه ای به خصوص در دوران کودکی، استرس ها و تروماهای روانی، فقر عاطفی و ارتباطی و کمیت و کیفیت تحصیلات همگی بر ضریب هوشی تاثیر می گذارند. به عنوان مثال، نوزادانی که از شیر مادر محروم اند ضریب هوشی کمتری دارند. ضریب هوشی کودکان مبتلا به کم خونی ۵ تا ۱۰ درجه کمتر از حد طبیعی برآورد شده است. کمبود ید نیز باعث کاهش آموزش پذیری کودکان شده و ضریب هوشی آنها را به میزان ۵ تا ۱۳ ( در موارد کمبود شدید ید تا ۳۰ درجه، فوروارد کننده!) امتیاز کم می کند. به این ترتیب می توان در نظر گرفت که فقر و ضریب هوشی پایین هر یک دیگری را تشدید می کنند و یک چرخه معیوب را تشکیل می دهند. این امر بخشی از ضریب هوشی پایین در کشورهای آفریقایی و جنوب آسیا را توجیه می کند.


 ● مهاجرت نخبگان و ضریب هوشی

مهاجرت انتخابی نخبگان اثری مخرب بر توسعه ملل می گذارد. بدیهی است که بار توسعه و پیشرفت جوامع بر دوش هوشمندان و نخبگان هر جامعه ای است. حال وقتی در یک جامعه شرایط به گونه ای باشد که نخبگان در گذر زمان آن را ترک می کنند، نه تنها خروج آنها مستقیماً جامعه را متاثر می کند، بلکه در دراز مدت، ذخیره ژنتیکی کشور را نیز فقیرتر می کند و در نسل های آتی، روند انتقال ضرایب بالای هوشی به «نسل های آینده» با اختلال مواجه می شود. این امر در مورد کشور اسکاتلند طی بیش از نیم قرن به دقت مطالعه شده است. از اوایل قرن بیستم، هر ساله تعداد زیادی از افراد تحصیل کرده اسکاتلندی به انگلستان مهاجرت می کنند.

درصد متوسط مهاجرت سالانه تحصیل کردگان دانشگاهی از اسکاتلند به انگلستان ۲/۱۷ درصد و ضریب هوشی متوسط این مهاجران108/1 می باشد. این موضوع سبب شده است که میانگین ضریب هوشی اسکاتلندی ها به طور متوسط در هر نسل یک امتیاز نسبت به نسل قبل کاهش پیدا کند و اسکاتلندی ها در اواسط قرن بیستم به کم هوش ترین ملت اروپایی (با میانگین ضریب هوشی ۹۷) تبدیل شدند. در واقع، یک نخبه علمی یا اقتصادی که از کشور خارج می شود، تنها دانش و استعداد فردی یا مقداری ثروت مادی از کشور خارج نمی کند، بلکه ژن های نخبگی و کارآمدی را نیز با خود می برد تا نسل های بعدی او در خارج از کشور مادری از آن بهره مند شوند و جوامع میزبان شان را از آن بهره مند سازند وضعیت کشور ما ایران در میان کشورهای در حال توسعه مشابه وضعیت اسکاتلند در میان کشورهای توسعه یافته است.

بر اساس آمار صندوق بین المللی پول، ایران با ضریب مهاجرت ۱۵ درصد، رتبه اول را در میان ۶۱ کشور توسعه نیافته و در حال توسعه دارا می باشد و می توان تخمین زد که در طی سه دهه اخیر حداقل سه واحد از ضریب هوشی متوسط ایرانی ها صرفا به سبب مهاجرت کاهش پیدا کرده است.
مهاجرت نخبگان تنها سبب کاهش میانگین ضریب هوشی ملل نمی شود، بلکه این کشورها را از نوابغ تهی می سازد. با نگاهی به فهرست اسامی افرادی مانند لئوناردو داوینچی (ضریب هوشی۲۲۰)، گوته (۲۱۰)، پاسکال (۱۹۵)، نیوتن (۱۹۰)، لاپلاس (۱۹۰)، ولتر (۱۹۰)، دکارت (۱۸۵)، گالیله (۱۸۵)، کانت (۱۷۵)، داروین (۱۶۵)، موزارت (۱۶۵)، بیل گیتس (۱۶۰)، کوپرنیک (۱۶۰) و اینشتین (۱۶۰) به سادگی درمی یابیم که توسعه دانش بشر در طول تاریخ بیش از هر چیز مرهون افراد نابغه می باشد.

 نوابغ همان کسانی هستند که توان حل پیچیده ترین مشکلات یک کشور را دارا می باشند و مسوولیت راهبری کشور را در وضعیت های بحرانی بر عهده دارند. تاثیر نوابغ روی توسعه جوامع به حدی است که می توان عبارت معروف «ملتی که قهرمان ندارد هیچ چیز ندارد» را با جمله «ملتی که نوابغ را در راس مدیریت خود ندارد، به هیچ جا نخواهد رسید» جایگزین کرد.

● کنترل موالید و ضریب هوشی

بررسی های متعدد ارتباط بین هوش و تحصیلات و همچنین ارتباط میان تحصیلات و تبعیت از سیاست های کنترل موالید را به اثبات رسانده است. ضریب هوشی متوسط ۲۰ درصد پرهوش جامعه حدود ۱۱۵ و ضریب هوشی متوسط ۲۰ درصد کم هوش جامعه حدود ۸۵ می باشد. اگر فرض کنیم که میزان زاد و ولد در گروه کم هوش جامعه تنها ۳۰ درصد بیش از میانگین جامعه و میزان زاد و ولد در گروه پر هوش جامعه ۳۰ درصد کمتر از میانگین جامعه باشد، میانگین ضریب هوشی نسل دوم از محاسبه زیر به دست می آید:
(۰.۲x۱.۳x۸۵) + (۰.۶x۱x۱۰۰) + (۰.۲x۰.۷x۱۱۵) = ۹۸.۸
به این ترتیب می توان انتظار داشت که میانگین ضریب هوشی هر نسل ۱.۲ امتیاز از میانگین ضریب هوشی نسل قبل کمتر شود.
تحلیل فوق به خوبی می تواند آمار توصیفی ارایه شده از سوی نهادهای بین المللی را توجیه نماید، اما اصلاح این وضعیت نیازمند اتخاذ رویکردی مداخله ای و همه جانبه است. اتخاذ تمهیدات و سیاست های علمی برای فقرزدایی و مقابله با شکاف رو به فزونی طبقاتی، توجه به مدیریت عوامل خطرزای سلامت و عوامل اجتماعی موثر بر سلامت، حمایت و مدیریت علمی نخبگان و تلاش برای متوقف و معکوس نمودن سیر مهاجرت نخبگان و بازنگری علمی سیاست های کنترل جمعیت تنها بخشی از رژیم درمانی ملتی است که به تدریج هوش خود را از دست می دهد.





آموزش:

  • موضوع: عمومی
  • زیر شاخه: ریاضی
  • دسته بندی: ریاضی
  • عنوان: آمار چیست؟ چرا به آمار نیاز داریم؟
  • تعداد بازدید: ۲۷

اشتراک گذاری:
مریم محمدی
رتبه مدرس
شماره تماس:

تاریخ عضویت:۱۳۹۸/۰۹/۰۱


تعداد درس:۱۱
قیمت: رایگان!
پرسش و پاسخ (0)
سوالی دارید؟ اینجا بپرسید...
نام کاربری: برای ارسال کامنت، باید ابتدا وارد سایت شوید.