لطفا جهت دریافت فایل هدیه این محصول ایمیل یا شماره تلفن خود را وارد کنید
توضیحات

آنچه که باید در مورد مهریه بدانید


مهریه

اساس مهریه (آن چه هنگام ازدواج، مرد به زن عطا می کند.) با قرآن و سنت و اجماع، ثابت شده است. 

تعریف مهریه

اساس مهریه (آن چه هنگام ازدواج، مرد به زن عطا می کند.) با قرآن و سنت و اجماع، ثابت شده است. و عمل بدان مسجّل گردیده است و امت اسلامی از خواص و عوام بدان آشنایی دارد. به همین دلیل جزو معلومات دینی محسوب می شود.

مهریه چند فلسفه و حکمت دارد:

۱-احترام و تکریم زن:

 به این ترتیب که او مطلوب است نه طالب؛کسی است که مرد به دنبالش می رود، نه او به دلیل مرد. پس مرد در طلب اوست و به او عطا می کند. برعکس ملت هایی که زن در آن مکلف است از ثروت خود یا خانواده اش به مرد مبلغی بدهد، تا ازدواج او را بپذیرد.

این رسم و قاعده در بین هندوها و برخی دیگر از طوایف رایج است. هنوز میان مسلمانان هند و پاکستان این آثار جاهلی هندویی دوام دارد، بر دوش زن و خانواده او تکلیف سنگینی گذاشته می شود و آنان را به سختی می اندازد، تا آنجا که بعضی خانواده ها به خاطر ازدواج دختران شان تمام دارایی خود را به فروشمی رسانند.

۲-اظهار رغبت و مودت شوهر نسبت به زن:

 مرد این مال را به عنوان (نِحله) یعنی عطا، هدیه و هبه به زن پرداخت می کند نه به عنوان قیمت و بهای زن، همانگونه که قرآن کریم به صراحت می فرماید:

‏ وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَکُمْ عَن شَیْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَکُلُوهُ هَنِیئاً مَّرِیئاً ‏ (نساء: آیه ۴)

و مهر زنان را به عنوان هدیه ای از روی طیب خاطر به ایشان بدهید و اگر به میل خودشان چیزی از آن را به شما واگذاشتند آن را حلال و گوارا بخورید.

بیشتر بدانید گروه طنز نیمرخ این قسمت ازدواج اینترنتی 

۳-احساس و باور به جدیت موضوع: 

ازدواج ابزار خوشگذرانی و سهل انگاری نیست که مردان به وسیله آن لذت جویی کنند، و با گفتن: با تو ازدواج کردم) خود را به زن پیوند دهد تا هر زمان که خواست به راحتی او را ترک کند و در پی زنی دیگر باشد و هرچه به زن اول گفته، عیناً به زن دومی، سومی و… بگوید.

عطای مال دلیلی بر این است که مرد در خواستن و طلب این زن جدی و قصد او دائمی است. وقتی که پرداخت مبلغی مال از جانب مردم در مسایل غیر ازدواج و زندگی خانوادگی رسم است و سبب اطمینان و خاطرجمعی می شود، همچنین به عنوان وثیقه دلیل بر جدیت موضوع تلقی می گردد، پرداخت همان مبلغ در مورد تشکیل خانواده به مراتب شایسته تر و سزواتر است.

به همین خاطر است که در اسلام مردانی که ازدواج کرده اند، اما قبل از عروسی و معاشرت جنسی با همسر، او را طلاق داده اند با تعهدی سنگین مواجه می شوند، پرداخت نصف مهریه بر مرد واجب است این خود دلیل روشنی است که اصل و مبنای ازدواج بر استمتاع و لذت یابی نیست، هیچ گونه استمتاعی روی نداده اما مرد مکلف به پرداخت نصف مهریه است.

خداوند متعال می فرماید:

وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِیضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إَلاَّ أَن یَعْفُونَ أَوْ یَعْفُوَ الَّذِی بِیَدِهِ عُقْدَةُ النِّکَاحِ

و اگر پیش از آنکه با آنان نزدیکی کنید، طلاقشان دادید در حالی که برای آنان مهری معین کرده اید پس نصف آن چه تعیین نموده اید، به آنان بدهید، مگر اینکه آنان خود بخشند یا کسی که پیوند نکاح به دست اوست ببخشد. (بقره: ۲۳۷)

۴-در شریعت اسلام قوام و پایداری خانواده به دست مرد است:

 به دلیل اینکه توان فطری مرد، در کسب و کار به طور طبیعی بیشتر از زن است و در زندگی مشترک مرد با قدرت بیشتری ان را اراده می کند، بنابراین عادلانه است که مرد در مقابل این حق که به او عطا شده غرامت بپردازد، تا هرکس با کوچکترین دلیلی پیوند خانواده و همسرداری را به ملعبه و بازیچه نگیرد؛و وقتی که مرد در ساختار خانواده وسیله پرداخت غرامت می شود، در صورتی که عقد ازدواج را متلاشی کند به ضرر خودش است. خداوند متعال می فرماید:

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ

مردان سرپرست زنان اند به دلیل آنکه خدا برخی از ایشان را بر برخی برتری داده و نیز به دلیل اینکه از اموالشان خرج می کنند (سوره نساء: آیه ۳۴)

برخی از تاییدات و تاکیدات شریعت اسلام

ازدواج

با برکت ترین زنان کسانی هستند که مهریه آنان کمتر باشد.

چند دلیل شرعی گفته ما را تایید و تاکید می کند، از جمله:

۱- شریعت اسلام بر طبق سنت قولی و عملی رسول گرامی مسلمان را نسبت با کاهش مهریه و عدم افراط و زیاده روی در ان، تشویق و ترغیب می کند.

پیامبر می فرمایند:"أکثَرُهُنَّّ بَرکةً أقَلُّهُنَّ صَداقاً"

با برکت ترین زنان کسانی هستند که مهریه آنان کمتر باشد.

خود پیامبر با برخی از همسرانشان در مقابل چند درهم اندک ازدواج نموده است.

همچنین ایشان دخترانشان را به مهریه بسیار سبک به ازدواج در می اوردند؛در این باره کافی است که به مهریه محبوب ترین دختر ایشان یعنی فاطمه زهرا که سیده زنان جهان است توجه شود. حضرت علی (رض) مهریه ایشان را یک دست ذره قرار دادند!

۲- در حدیث معتبر روایت شده که رسول خدا برخی زنان را بدون مهریه با ازدواج برخی مردان در می آوردند.

برای مثال، حضرت به مردی فرمود: اِلتَمِس ولو خاتماً مِن حَدیدٍ

 (آن زن را در مقابل آن مقدار قرآنی که در حفظ داری به ازدواج تو در آوردم)

۳- تمتع و لذت جویی وجهی مشترک میان مرد و زن است، همانگونه که مرد از زن متمتع می شود؛زن هم به همان میزان از مرد متمتع می شود. قرآن کریم در این باره می فرمایند: أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَةَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِکُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ: در شب های روزه هم خوابی با زنانتان برای شما حلال گردیده است، آنان بر شما لباسی هستند و شما برای آنان لباسی هستید. (سوره بقره: آیه ۱۸۷)

پس هر کدام از آن دو نقش لباس را برای هم دارند؛لباس، پوشش، محافظ، زینت، پیوستگی و هر آنچه را که در معنای واژه (لباس) می گنجد شامل می شود. ؛بنابراین مادامی که تمتع و لذت معاشرتی مشترک میان هر دوی آنان است، روا نیست بگوییم تمتع و لذت جویی از زن در مقابل مهریه بوده است.

۴- قرآن کریم فواید معنوی و مزایای روحی ازدواج را به عنوان پایه و اساس زندگی زناشویی قرار داده و به آن توجه فراوانی کرده است.

آنجا که می فرماید:

‏ وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ‏

یکی از نشانه های قدرت و حکمت الهی این است که همسران شما را زا جنس خودتان قرار داده است تا در کنار آنها آرام گیرید و بین شما مودت و رحمت قرار داده، اینها همه نشانه های بزرگی بر قدرت و حکمت خداوند است، برای کسانی که درست فکر می کنند. (سوره روم: آیه ۲۱)

بنابراین آرامش درونی مودت و رحمت میان زن و شوهر، از جمله امور عاطفی نفسانی هستند؛میل جنسی نیز به حکم فطرت، و به مقتضای قانون زناشویی هر یک از دو طرف را به جنس مقابل متمایل می سازد و موجب آرامش و سکون می شود. 

بعلاوه اسلام به روابط جنسی مشروع به عنوان یک امر پلید و مستقذر که شایسته انسان مؤمن نیست-همانگونه که خاسته زندگی راهبان و امثال آنان است-نگاه نمی کند بلکه خداوند متعال در لابه لای بحث از روزه و احکام آن و دعا و آداب آن می فرماید: أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَةَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِکُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ (بقره: ۱۸۷) و ترجمه آن قبلاً بیان شد.

مرد هنگام ازدواج يك " پيشكشی " تقديم‏ خود زن می‏كند و هيچ يك از والدين حقی به آن پيشكشی ندارند، زن در عين‏ اينكه از مرد پيشكشی دريافت ميدارد استقلال اجتماعی و اقتصادی خود را حفظ می‏كند، اولا به اراده خود شوهر انتخاب می‏كند نه به اراده پدر يا برادر، ثانيا در مدتی كه در خانه پدر است، همچنين در مدتی كه بخانه شوهر ميرود كسی حق ندارد او را بخدمت خود بگمارد و استثمار كند، محصول كار و زحمتش بخودش تعلق دارد نه بديگری و در معاملات حقوقی خود احتياجی به قيمومت مرد ندارد.

مرد از لحاظ بهره برداری از زن، فقط حق دارد در ايام زناشوئی از وصال‏ او بهره‏مند شود و مكلف است مادامی كه زناشوئی ادامه دارد و از وصال زن‏ بهره‏مند می‏شود زندگی او را در حدود امكانات خود تأمين نمايد. 

اين مرحله همان است كه اسلام آنرا پذيرفته و زناشوئی را بر اين اساس‏ بنيان نهاده است. در قرآن كريم آيات زيادی هست درباره اينكه مهر زن‏ به خود زن تعلق دارد نه به ديگری. مرد بايد در تمام مدت زناشوئی عهده ‏دار تأمين مخارج زندگی زن بشود و در عين حال درآمدی كه زن تحصيل می‏كند و نتيجه كار او به شخص خودش تعلق دارد نه به ديگری پدر يا شوهر. 

اينجا است كه مسئله مهر و نفقه شكل معما پيدا می‏كند، زيرا در وقتی‏ كه مهر به پدر دختر تعلق ميگرفت و زن مانند يك برده بخانه شوهر می‏رفت‏ و شوهر او را استثمار ميكرد، فلسفه مهر باز خريد دختر از پدر بود و فلسفه نفقه مخارج ضروری است كه هر مالكی برای مملوك خود ميكند، اگر بناست چيزی به پدر زن داده نشود و شوهر هم حق ندارد زن را استثمار و از او بهره‏برداری اقتصادی بكند، و زن از لحاظ اقتصادی استقلال كامل دارد و حتی از جنبه حقوقی نيازی به قيمومت و اجازه و سرپرستی ندارد، مهر دادن‏ و نفقه پرداختن برای چه؟ 

به نظر اسلام پديد آمدن مهر نتيجه تدبير ماهرانه‏ای است كه در متن خلقت‏ و آفرينش برای تعديل روابط زن و مرد و پيوند آنها به یكديگر بكار رفته‏ است. مهر از آنجا پيدا شده كه در متن خلقت نقش هر يك از زن و مرد در مسئله عشق مغاير نقش ديگری است. 

عرفا اين قانون را به سراسر هستی سرايت می‏دهند، ميگويند قانون عشق و جذب و انجذاب بر سراسر موجودات و مخلوقات حكومت می‏كند، با اين خصوصيت كه موجودات و مخلوقات از لحاظ اينكه هر موجودی وظيفه خاصی را بايد ايفا كند متفاوتند، سوز در يك جا و ساز در جای ديگر قرار داده شده است. 

نوع احساسات زن و مرد نسبت بيكديگر يك جور نيست. قانون خلقت، جمال و غرور و بی نيازی را در جانب زن، و نيازمندی و طلب و عشق و تغزل را در جانب مرد قرار داده است. ضعف زن‏ در مقابل نيرومندی بدنی به همين وسيله تعديل شده است و همين جهت موجب‏ شده كه همواره مرد از زن خواستگاری می کرده است، طبق گفته‏ جامعه‏شناسان، هم در دوره مادرشاهی و هم در دوره پدرشاهی مرد بوده است‏ كه بسراغ زن ميرفته است. 

دانشمندان مي گويند: مرد از زن شهوانی‏تر است، در روايات اسلامی وارد شده كه مرد از زن شهوانی‏تر نيست بلكه بر عكس است، لكن زن از مرد در مقابل شهوت تواناتر و خوددارتر آفريده شده است، نتيجه هر دو سخن يكی‏ است، به هرحال مرد در مقابل غريزه از زن ناتوان‏تر است، اين خصوصيت‏ همواره به زن فرصت داده است كه دنبال مرد نرود و زود تسليم او نشود و بر عكس مرد را وادار كرده است كه به زن اظهار نياز كند و برای جلب‏ رضای او اقدام كند، يكی از آن اقدامات اين بوده كه برای جلب رضای او و باحترام موافقت او هديه‏ای نثار او می‏كرده است. 

چرا افراد جنس نر هميشه برای تصاحب جنس ماده با يكديگر رقابت‏ می‏كرده‏اند و بجنگ و ستيز با يكديگرمی‏پرداخته‏اند اما هرگز افراد جنس‏ ماده برای تصاحب جنس‏نر حرص و ولع نشان نداده‏اند؟ برای اينكه نقش‏ جنس نر و جنس ماده يكی نبوده است. 

جنس نر همواره حالت و نقش‏ متقاضی را داشته نه جنس ماده، و جنس ماده هرگز با حرص و ولع جنس نر به دنبال او نمي رفته است، همواره از خود نوعی بی نيازی و استغنا نشان‏ می‏داده است. مهر، با حيا و عفاف زن يك ريشه دارد، زن به الهام فطری دريافته است‏ كه عزت و احترام او به اين است كه خود را رايگان در اختيار مرد قرار ندهد و به اصطلاح شيرين بفروشد. 

همين‏ها سبب شده كه زن توانسته با همه ناتوانی جسمی، مرد را به عنوان‏ خواستگار به آستانه خود بكشاند، مردها را برقابت با يكديگر وادار كند، با خارج كردن خود از دسترسی مرد عشق رمانتيك بوجود آورد، مجنونها را به دنبال ليلی‏ها بدواند و آنگاه كه تن به ازدواج با مرد ميدهد عطيه و پيشكشی‏ از او بعنوان نشانه‏ای از صداقت او دريافت دارد. 

ميگويند در بعضی قبائل وحشی دخترانی كه با چند خواستگار و عاشق بی قرار مواجه می‏شده ‏اند آنها را وادار به " دوئل " ميكرده‏اند، هر كدام كه‏ ديگری را مغلوب ميكرده يا ميكشته شايستگی همسری با آن دختر را احراز ميكرده است. از نظر كسانی كه قدرت را فقط در زور بازو می‏شناسند و تاريخ روابط زن و مرد را يكسره ظلم و استثمار مرد می‏بيند. 

باوری نيست كه زن، اين موجود ضعيف و ظريف، بتواند اين چنين افراد جنس خشن و نيرومند را بجان‏ يكديگر بيندازد، اما اگر كسی اندكی با تدابير ماهرانه خلقت و قدرت‏ عجيب و مرموز زنانه‏ای كه در وجود زن تعبيه شده آشنا باشد می‏داند كه اين‏ چيزها عجيب نيست. 

زن در مرد تأثير فراوان داشته است، تأثير زن در مرد از تأثير مرد در زن بيشتر بوده است، مرد بسياری از هنرنمائی‏ها و شجاعتها و دلاوريها و نبوغها و شخصيتهای خود را مديون زن و خودداريهای ظريفانه زن است، مديون‏ حيا و عفاف زن است، مديون " شيرين فروشی " زن است. زن هميشه مرد را مي ساخته و مرد اجتماع را، آنگاه كه حيا و عفاف و خودداری زن از ميان‏ برود و زن بخواهد در نقش مرد ظاهر شود اول به زن مهر باطله می‏خورد و بعد مرد مردانگی خود را فراموش ميكند و سپس اجتماع منهدم ميگردد. 

همان قدرت زنانه كه توانسته در طول تاريخ شخصيت خود را حفظ كند و به دنبال مرد نرود و مرد را بعنوان خواستگار به آستان خود بكشاند، مردان‏ را به رقابت و جنگ با يكديگر درباره خود وادارد و آنها را تا سر حد كشته شدن ببرد، حيا و عفاف را شعار خود قرار دهد، بدن خود را از چشم‏ مرد مستور نگهدارد و خود را اسرار آميز جلوه دهد، 

الهام بخش مرد و خالق‏ عشق او باشد، هنرآموز و شجاعت بخش و نبوغ آفرين او واقع شود. در او حس " تغزل " و ستايشگری بوجود آورد و او به فروتنی و خاكساری و ناچيزی‏ خود در مقابل زن بخود ببالد، همان قدرت ميتوانسته مرد را وادار كند كه‏ هنگام ازدواج عطيه‏ای بنام مهر تقديم او كند. مهر، ماده‏ای است از يك آئين‏نامه كلی كه طرح آن در متن خلقت ريخته‏ شده و با دست فطرت تهيه شده است. 

بیشتر بدانید 


مهریه در قرآن کریم 

ازدواج

کاری که قرآن کرد این بود مهر را به حالت فطری آن برگردانید.

قرآن کریم مهر را ابداع و اختراع نکرد، زیرا مهر به این صورت ابداع خلقت است، کاری که قرآن کرد این بود مهر را به حالت فطری آن برگردانید. قرآن کریم با لطافت و ظرافت بی نظیری میگوید:

« وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْ‏ءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً(نساء،4)»:و مهر زنان را(به طور كامل) به عنوان يك بدهى(يا يك عطيه) به آنها بپردازيد، و اگر آنها با رضايت خاطر چيزى از آن را به شما ببخشند آن را حلال و گوارا مصرف كنيد. یعنی کابین زنان را که به خود آنها تعلق دارد(نه به‏ پدران یا برادران آنها) و عطیه و پیشکشی است از جانب شما به آنها به خودشان بدهید. 

قرآن کریم در این جمله کوتاه به سه نکته اساسی اشاره کرده است. اولا با نام " صدقه "(به ضم دال) یاد کرده است نه با نام مهر، صدقه از ماده صدق است و بدان جهت به مهر صداق یا صدقه گفته میشود که نشانه‏ راستین بودن علاقه مرد است، بعضی مفسرین مانند صاحب کشاف به این نکته‏ تصریح کرده‏اند. 

هم چنان که بنا به گفته راغب اصفهانی در مفردات غریب‏ القرآن علت اینکه صدقه(به فتح دال) را صدقه گفته‏اند این است که نشانه‏ صدق ایمان است. دیگر اینکه با ملحق کردن ضمیر(هن) به این کلمه‏ می‏خواهد بفرماید که مهریه به خود زن تعلق دارد نه پدر و مادر، مهر مزد بزرگ کردن و شیر دادن و نان دادن به او نیست. سوم اینکه با کلمه " نحله " کاملا تصریح میکند که مهر هیچ عنوانی جز عنوان تقدیمی و پیشکشی و عطیه و هدیه ندارد. 

یکی از مسلمات دین اسلام این است که مرد حقی به مال زن و کار زن ندارد، نه میتواند به او فرمان دهد که برای من فلان کار را بکن، و نه اگر زن کاری‏ کرد که به موجب آن کار ثروتی به او تعلق میگیرد مرد حق دارد که بدون رضای زن در آن ثروت تصرف کند، و از این‏ جهت زن و مرد وضع مساوی دارند. 

و بر خلاف رسم معمول در اروپای مسیحی که‏ تا اوایل قرن بیستم رواج داشت، زن شوهردار از نظر اسلام در معاملات و روابط حقوقی خود تحت قیمومت شوهر نیست، در انجام معاملات خود استقلال‏ و آزادی کامل دارد. اسلام در عین اینکه به زن چنین استقلال اقتصادی در مقابل شوهر داد و برای شوهر هیچ حقی در مال زن و کار زن و معاملات زن‏ قرار نداد، آئین مهر را منسوخ نکرد، این خود میرساند که مهر از نظر اسلام به خاطر این نیست که مرد بعدا از وجود زن بهره اقتصادی میبرد و نیروی‏ بدنی او را استثمار میکند،

 پس معلوم میشود اسلام سیستم مهری مخصوص به خود دارد، این سیستم مهری و فلسفه‏اش را نباید با سایر سیستمهای مهری اشتباه‏ کرد و ایراداتی که بر آن سیستمها وارد است بر این سیستم وارد دانست. 

در دنیای غرب هم که به نام تساوی حقوق انسانها حقوق خانوادگی را از صورت طبیعی خارج کرده‏اند و سعی می‏کنند علی رغم قانون طبیعت زن و مرد را در وضع مشابهی قرار دهند و رل‏های مشابهی در زندگی خانوادگی به عهده آنها بگذارند، آنجا که به اصطلاح پای عشق آزاد بمیان می‏آید و قوانین قراردادی‏ آنها را از مسیر طبیعت خارج نکرده است مرد همان وظیفه طبیعی خود یعنی‏ نیاز و طلب و مایه گذاشتن و پول خرج کردن را انجام میدهد، مرد به زن‏ هدیه می‏دهد و متحمل مخارج او میشود. 

در صورتی که در ازدواج فرنگی مهر وجود ندارد و از لحاظ نفقه نیز مسئولیت سنگینی به عهده زن میگذارند. یعنی معاشقه فرنگی از ازدواج فرنگی‏ با طبیعت هماهنگ تر است. مهر یکی از نمونه‏هائی است که می رساند زن و مرد با استعدادهای‏ نامتشابهی آفریده شده‏اند و قانون خلقت از لحاظ حقوق فطری و طبیعی سندهای‏ نامتشابهی بدست آنها داده است. 

بنابراین اشتباه می‏کنند کسانی که می‏گویند " مهر " یعنی ثمن، یعنی‏ بها، یعنی پول برای خرید. نه، قرآن می‏گوید: این نحله و هدیه است( همان طور که) وقتی شما می‏خواهید کسی را راضی کنید به شکلی که نیاز شما را رفع کند، شما به او هدیه می‏دهید نه او به شما.

 تعبیر دیگر قرآن " صداق " است. صداق یعنی چیزی به علامت اینکه علاقه من علاقه راستین است، صادقانه است، دروغین نیست‏، برای شهوترانی نیست، برای همسری است، برای فریب دادن نیست، از روی حقیقت است. 

بیشتر بدانید 

مهر يك پشتوانه اجتماعى براى زن‏ 

مهریه

در اسلام براى مهر مقدار معينى تعيين نشده است و بسته بتوافق دو همسر است

در عصر جاهليت نظر به اينكه براى زنان ارزشى قائل نبودند، غالبا مهر را كه حق مسلم زن بود در اختيار اولياى آنها قرار ميدادند، و آن را ملك مسلم آنها ميدانستند گاهى نيز مهر يك زن را ازدواج زن ديگرى قرار ميدادند به اين گونه كه مثلا برادرى، خواهر خود را به ازدواج ديگرى در مى‏آورد كه او هم در مقابل، خواهر خود را به ازدواج وى درآورد، و مهر اين دو زن همين بود.

اسلام بر تمام اين رسوم ظالمانه خط بطلان كشيد، و مهر را به عنوان يك حق مسلم به زن اختصاص داد، و در آيات قرآن كرارا مردان را به رعايت كامل اين حق توصيه كرده است.

در اسلام براى مهر مقدار معينى تعيين نشده است و بسته بتوافق دو همسر است اگر چه در روايات فراوانى تاكيد شده كه مهر را سنگين قرار ندهند ولى اين يك حكم الزامى نيست بلكه مستحبّ است.

اكنون اين سؤال پيش مى‏آيد كه مرد و زن هر دو از ازدواج و زناشويى بطور يكسان بهره ميگيرند، و پيوند زناشويى پيوندى است بر اساس منافع متقابل طرفين، با اين حال چه دليلى دارد كه مرد مبلغ كم يا زيادى به عنوان مهر به زن‏بپردازد؟ وانگهى آيا اين موضوع به شخصيت زن لطمه نمى‏زند، و شكل خريد و فروش به ازدواج نمى‏دهد؟!.

روى همين جهات است كه بعضى بشدت با مسئله مهر مخالفت مى‏كنند، مخصوصا معمول نبودن مهر در ميان غربيها براى غرب‏زده‏ها به اين فكر دامن ميزند، در حالى كه نه تنها حذف مهر، به شخصيت زن نمى‏افزايد بلكه وضع او را به مخاطره مى‏افكند. 

توضيح اينكه درست است كه مرد و زن هر دو از زندگى زناشويى بطور يكسان سود ميبرند، ولى نمى‏توان انكار كرد كه در صورت جدايى زن و مرد زن متحمل خسارت بيشترى خواهد شد زيرا:

اولا مرد طبق استعداد خاص بدنى معمولا در اجتماع نفوذ و تسلط بيشترى دارد، و هر چند بعضى ميخواهند به هنگام سخن گفتن اين حقيقت روشن را انكار كنند اما وضع زندگى اجتماعى بشر كه با چشم مى‏بينيم حتى در جوامع اروپايى كه زنان به اصطلاح از آزادى كامل برخوردارند نشان ميدهد كه ابتكار اعمال پر- درآمد بيشتر در دست مردان است.

به علاوه مردان براى انتخاب همسر مجدد امكانات بيشترى دارند ولى زنان بيوه مخصوصا با گذشت قسمتى از عمر آنها، و از دست رفتن سرمايه جوانى و زيبايى، امكاناتشان براى انتخاب همسر جديد كمتر است.

با توجه به اين جهات روشن مى‏شود كه امكانات و سرمايه‏اى را كه زن با ازدواج از دست ميدهد بيش از امكاناتى است كه مرد از دست ميدهد، و در حقيقت مهر چيزى است به عنوان جبران خسارت براى زن و وسيله‏اى براى تامين زندگى آينده او، و علاوه مسئله مهر معمولا به شكل ترمزى در برابر تمايلات مرد نسبت به جدايى و طلاق محسوب ميشود. 

درست است كه مهر از نظر قوانين اسلام با برقرار شدن پيمان ازدواج به- ذمه مرد تعلق ميگيرد و زن فورا حق مطالبه آن را دارد، ولى چون معمولا به-صورت بدهى بر ذمه مرد ميماند، هم اندوخته‏اى براى آينده زن محسوب ميشود، و هم پشتوانه‏اى براى حفظ حقوق او و از هم نپاشيدن پيمان زناشويى(البته اين موضوع استثنائاتى دارد ولى آنچه گفته شد در غالب موارد صادق است).

و اگر بعضى براى مهر تفسير غلطى كرده‏اند و آن را يك نوع" بهاى زن" پنداشته‏اند ارتباط به قوانين اسلام ندارد، زيرا در اسلام مهر به هيچ وجه جنبه بها و قيمت كالا ندارد، و بهترين دليل آن همان صيغه عقد ازدواج است كه در آن رسما" مرد" و" زن" به عنوان دو ركن اساسى پيمان ازدواج به حساب آمده‏ اند، 

و مهر يك چيز اضافى و در حاشيه قرار گرفته است، بهمين دليل اگر در صيغه عقد، اسمى از مهر نبرند عقد باطل نيست، در حالى كه اگر در خريد و فروش و معاملات اسمى از قيمت برده نشود مسلما باطل خواهد بود،(البته بايد توجه داشت اگر در عقد ازدواج نامى از مهر برده نشود شوهر موظف است كه در صورت آميزش جنسى،" مهر المثل" يعنى مهرى همانند زنانى كه هم‏طراز او هستند بپردازد)

از آنچه گفته شد نتيجه می شود كه مهر جنبه" جبران خسارت" و" پشتوانه براى احترام به حقوق زن" دارد، نه قيمت و بها و شايد تعبير به" نحله" به معنى" عطيه" در آيه اشاره به اين قسمت باشد. 

به هرحال فلسفه و علت اصلی پيدايش مهر اینست که: مهر از آنجا پيدا شده كه قانون خلقت در روابط دو جنس، بعهده هر يك از آنها نقش جداگانه‏ای گذاشته است. 

مهر از احساسات رقيق و عطوفت‏آميز مرد ناشی شده نه از احساسات خشن و مالكانه او، آنچه از ناحيه زن در اين امر دخالت داشته، حس خودداری مخصوص او بوده نه ضعف‏ و بی اراده بودن او، مهر تدبيری است از ناحيه قانون خلقت برای بالا بردن ارزش زن و قرار دادن او در سطح عاليتری. مهر به زن شخصيت ميدهد.

 ارزش معنوی مهر برای زن بيش از ارزش مادی آن است. قرآن كريم رسوم جاهليت را درباره مهر منسوخ كرد و آنرا بحالت اولی و طبيعی آن برگردانيد. 

قرآن كريم هر رسمی كه موجب تضييع مهر زنان ميشد منسوخ كرد، از آن جمله‏ اينكه وقتی كه مردی نسبت به زنش دلسرد و بی ميل ميشد او را در مضيقه و شكنجه قرار ميداد، هدفش اين بود كه با تحت شكنجه قرار دادن او، او را به طلاق راضی كند و تمام يا قسمتی از آنچه بعنوان مهر به او داده از او پس بگيرد. 

قرآن كريم فرمود: « و لا تعضلوهن لتذهبوا ببعض ما آتيتموهن، نساء، 19 » يعنی زنان را بخاطر اينكه چيزی از آنها بگيريد و قسمتی از مهری كه به آنها داده‏ايد جبران كنيد تحت مضيقه و شكنجه قرار ندهيد! 

بیشتر بدانید گروه طنز نیمرخ این قسمت ازدواج اینترنتی 

سيستم مهری اسلام خاص خودش است 

مهریه زن

زن شوهردار از نظر اسلام در معاملات و روابط حقوقی خود تحت قيمومت شوهر نيست

يكی از مسلمات دين اسلام اينست كه مرد حقی به مال زن و كار زن ندارد، نه ميتواند باو فرمان دهد كه برای من فلان كار را بكن، و نه اگر زن كاری‏ كرد كه بموجب آن كار ثروتی باو تعلق ميگيرد مرد حق دارد كه بدون رضای زن در آن ثروت تصرف كند، و از اين‏ جهت زن و مرد وضع مساوی دارند. 

و بر خلاف رسم معمول در اروپای مسيحی كه‏ تا اوايل قرن بيستم رواج داشت، زن شوهردار از نظر اسلام در معاملات و روابط حقوقی خود تحت قيمومت شوهر نيست، در انجام معاملات خود استقلال‏ و آزادی كامل دارد. 

اسلام در عين اينكه به زن چنين استقلال اقتصادی در مقابل شوهر داد و برای شوهر هيچ حقی در مال زن و كار زن و معاملات زن‏ قرار نداد، آئين مهر را منسوخ نكرد، اين خود ميرساند كه مهر از نظر اسلام بخاطر اين نيست كه مرد بعدا از وجود زن بهره اقتصادی ميبرد و نيروی‏ بدنی او را استثمار ميكند، پس معلوم ميشود اسلام سيستم مهری مخصوص بخود دارد، اين سيستم مهری و فلسفه‏اش را نبايد با ساير سيستمهای مهری اشتباه‏ كرد و ايراداتی كه بر آن سيستمها وارد است بر اين سيستم وارد دانست. 

قرآن كريم تصريح ميكند كه مهر " نحله " و عطيه است. قرآن اين عطيه و پيشكشی را لازم ميداند، قرآن رموز فطرت‏ بشر را با كمال دقت رعايت كرده است و برای اينكه هر يك از زن و مرد نقش مخصوصی كه در طبيعت از لحاظ علائق دوستانه به عهده آنها گذاشته شده‏، فراموش نكند لزوم مهر را تأكيد كرده است. 

نقش زن اينست كه پاسخگوی‏ محبت مرد باشد، محبت زن خوب است بصورت عكس العمل محبت مرد باشد نه بصورت ابتدائی.عشق ابتدائی زن، يعنی عشقی كه از ناحيه زن شروع بشود و زن بدون آنكه مرد قبلا او را خواسته باشد عاشق مردی‏ بشود، همواره مواجه با شكست عشق و شكست شخصيت خود زن است، بر خلاف‏ عشقی كه بصورت پاسخ به عشق ديگری در زن پيدا ميشود، اينچنين عشق نه‏ خودش شكست می‏خورد و نه به شخصيت زن لطمه و شكست وارد می‏آورد. 

آيا راست است كه زن وفا ندارد؟ پيمان محبت زن سست است؟ به عشق‏ زن نبايد اعتماد كرد؟ 

اين، هم راست است و هم دروغ، راست است اگر عشق از زن شروع شود، اگر زنی ابتدا عاشق مردی بشود و به او دل ببندد آتشش زود سرد ميشود، به چنين عشقی نبايد اعتماد كرد. اما دروغ است در صورتيكه عشق آتشين زن‏ يك اساسنامه كلی است و بدست طراح طبيعت تدوين شده، بنام تساوی حقوق‏ زن و مرد ملغی گردد.

 قرآن در باب مهر، رسوم و قوانين جاهليت را عليرغم ميل مردان آنروز عوض كرد. آنچه خود قرآن در باب مهر گفت رسم‏ معمول جاهليت نبود كه بگوئيم قرآن اهميتی به بود و نبود مهر نميدهد، قرآن ميتوانست مهر را بكلی منسوخ كند و مردان را از اين نظر راحت كند، ولی اين كار را نكرد.

بیشتر بدانید 

سخنی در باب مهریه در اسلام

مهریه یکی از حقوق مالی زن بر مرد است که به واسطه صیغه عقد واجب می شود و عبارت است از: «مالی که مرد به مناسبت نکاح، ملزم به اعطای آن به زن می شود.» به مجرد اینکه صیغه عقد جاری شد؛ زن مالک مهر می شود و می تواند هر نوع تصرفی در ان بنماید و تصرف دیگران ، حتی شوهر ، در مهریه زن باید با اذن زن صورت گیرد.

در قرآن کریم از مهریه با تعابیری چون: «صداق» ، «اجر»، و« فریضه»، یاد شده است، ودر زبان فارسی به آن «کابین» گفته می شود. مهریه از دستورات امضایی اسلام است و قبل از اسلام نیز به شکل های مختلف وجود داشته که بعضی از آنها مانند شغار ممنوع اعلام شد. 

در دوران باستان ، در برخی جوامع رسم مهریه به صورت کار و خدمت داماد برای خانواده عروس در طی یک مدت معین بوده است. داستان ازدواج حضرت موسی (ع) با دختر شعیب (ع) که قرآن کریم آن را نقل کرده است ، به همین مطلب اشاره دارد.

مهریه ، بیشتر در فرهنگ های شرقی مانند چین، ژاپن، جوامع اسلامی و بسیاری از ملل آفریقا رواج دارد، ولی در میان غربی ها چیزی به عنوان مهر در ازدواج ، مرسوم نیست. به فرموده شید مطهری (ره) : « در ازدواج فرنگی، مهر وجود ندارد.»

فلسفه تشریع مهریه در اسلام

خدای تعالی در قرآن کریم دستور می دهد که: « و آتو النساء صدقاتهن نحلة» نحله معنای «بخشش بدون عوض » و«صداق» به «آنچه که از مهر به زن داده میشود» گفته می شود، و آیه شریفه با الحاق ضمیر «هن » به این کلمه قصد بیان این مطلب را دارد که مهریه به خود زن تعلق دارد نه پدر و مادر .

مهریه ، مزد بزرگ کردن و شیر دادن و نان دادن به او نیست .تعبیر نمودن از مهریه با عنوان «نحله»بیانگر آن است که نحل با عسل دادنش به انسان ،وی را تحقیر نمیکند و فقر انسان را نمیرساند و توهینی به انسان نمی نماید؛

 با این که زنبور عسل به طور متوسط روزانه 250 پرواز برای تهیه عسل دارد و اگر این پروازها تنها برای رفع نیازمندی های خودش باید صورت می گرفت ، روزانه ده پرواز کافی بود .از این رو ،صداق نیز که نحله است ومرد به زن می پردازد، نباید توهین به زن تلقی شود .

اکنون این سوال مطرح است که فلسفه تشریع مهریه چیست؟ آیا پرداخت مهریه به زن، چنانچه برخی تصور کرده اند نوعی خرید و فروش زن وتوهین به او محسوب می شود ؟ در پاسخ به این سوال باید گفت:

مگر هر پولی که انسان به کسی می دهد می خواهد او را بخرد؟ اگر چنین باشد، باید رسم هدیه وبخشش وپیشکش را منسوخ کنند. واگر پرداخت مهر به دختر، خریدن اوست پس، پرداخت حقوق به کلیه افراد ، از رئیس گرفته تا خدمتکار و همه وهمه ، به معنای خریدن آنها است.

بیشتر بدانید گروه طنز نیمرخ این قسمت ازدواج اینترنتی 

انواع مهریه در فقه

1.مهرالمسمی: 

مهری است که به وسیله زوجین در ضمن عقد تعیین می شود .

2.مهرالمثل:

 اگر در نکاح دائم مهر تعیین نشده باشد، یا مهریه باطل باشد وقبل از تعیین مهر المسمی بین زوجین نزدیکی واقع شود، زن مستحق مهر المثل است. این نوع مهر با توجه به ملاحظه حال زن و صفات او از قبیل سن، بکارت، نجابت،عفت، عقل، ادب، شرف، جمال، کمال واضداد اینها تعیین می شود؛ بلکه هر چه که عرفا وبه طور عادی در بالا بردن مهر ونفقه موثر است، ملاحظه شده وبر این اساس مهریه او تعیین می شود .

3.مهر المتعه:

 هرگاه درعقد نکاح دائم مهریه تعیین نشده باشد وشوهر قبل از نزدیکی وتعیین مهر المسمی زن خود را طلاق دهد، زن مستحق مهر المتعه خواهد بود .در اینجا مرد با توجه به شئون ودارایی وثروت خود چیزی از آن دارایی ویا مبلغی را به زن پرداخت خواهد کرد، به این نوع مهریه در آیه 236 سوره بقره ،اشاره شده است.

4.مهرالسنه:

مهری است که پیامبر (ص) برای حضرت زهرا (س) وهمسران خود تعیین فرموده است که میزان آن پنجاه دینار، معادل پانصد درهم نقره است وبه پول امروز تقریبا پانزده مثقال طلا می شود. 

نکته: هرگاه بعد از تعیین مهر المسمی وقبل از نزدیکی، مرد بخواهد زن را طلاق دهد، نصف مهر به زن تعلق می گیرد که در آیه 237 سوره بقره به آن اشاره شده است.

میزان مهزیه

دین مبین اسلام، برای مهریه، مقداری معین نکرده است تا هیچ مانعی برای ازدواج ایجاد نشود؛ زیرا اگر میزان اندکی مشخص می شد، ممکن بود افرادی توان پرداخت همان مقدار را هم نداشتند واز ازدواج محروم می شدند. 

در تحریر الوسیله چنین آمده: «اندازه ای برای آن (مهریه ) معین نشده؛ بلکه بستگی به رضایت طرفین دارد؛ خواه زیاد باشد یا کم، البته نه به مقداری که به سبب کم بودن، ازمالیت خارج شود، بله در جانب زیادی مستحب است که از مهر السنه که پانصد درهم است ، بیشتر نباشد.»

 تعیین این مقدار مهریه در فقه،بر اساس روایاتی است که در این زمینه وارد شده، بنابر این مهریه مطلوب از نظر اسلام ،مهریه ای است که نخست: بر اساس توافق طرفین باشد، دوم: توان مرد در نظر گرفته شود. 

بر همین اساس، اسلام با مهریه های سنگین خارج از توان مرد، به شدت مخالفت می کند، ودلیل این مخالفت را کینه ای می داند که ممکن است در دل مرد ایجاد شود.

البته به این نکته باید توجه داشت که مهریه زن نباید آنقدر کم باشد که به فرموده امیرالمومنین(ع) مشابه پول زنا شود.

مهریه های سنگین ومیزان بازدارندگی آنها از طلاق

در حال حاضر یکی از آسیب های ازدواج در جامعه ما وجود مهریه هایی سنگین است که از سوی برخی خانواده ها با هدف ایجاد مانعی برای طلاق دختر، به خانواده داماد تحمیل می شود. 

بی تردید مهریه های سنگین نمی تواند تضمینی برای ازدواج پایدار و زندگی آرام و سعاتمندانه باشد؛ زیرا مرد بی ایمان ، اگر در زندگیی زناشویی به بن بست برسد، آن قدر همسرش را آزار می دهد تا او را وادارد از مهرش بگذرد وخود را رها سازد که البته این رفتار بر اساس روایات دینی، بسیار ناشایست وناجوانمردانه است. 

پیامبر اکرم (ص) می فر ماید :«خداوند از مردی که همسرش را می آزارد تا از مهر خود بگذرد، همان قدر خشمگین می شود که از گریه یتیم به خشم می آید.»

این باور که «مهریه سنگین » پشتوانه خوبی برای عدم جدایی و پیشگیری از طلاق است و نه برای دادن و گرفتن، مبارکی و مهرآفرینی مهریه را زایل می نماید. « مهر » زمانی می تواند معنی و مفهوم پر ارزشی داشته باشد که برخواسته از صداقت و از روی محبت، مهرورزی ، صداقت و جان مایه ای برای زندگی مشترک باشد. 

بنابراین تعیین مهر باید بدون از هرگونه نگرشهای ناصحیح فرهنگی، عقاید غلط و عوامانه صورت پذیرد ودر آن معیارهای منطقی و واقع بینانه مد نظر باشد.

بیشتر بدانید 

  منابع: تحریرالوسیله حضرت امام خمینی (ره) ، حقوق زن در اسلام شهید مطهری (ره)




آموزش:


اشتراک گذاری:
msmkarimi
رتبه مدرس
شماره تماس:

تاریخ عضویت:۱۳۹۸/۰۹/۰۹


تعداد درس:۷۰
قیمت: رایگان!
پرسش و پاسخ (0)
سوالی دارید؟ اینجا بپرسید...
نام کاربری: برای ارسال کامنت، باید ابتدا وارد سایت شوید.