لطفا جهت دریافت فایل هدیه این محصول ایمیل یا شماره تلفن خود را وارد کنید
توضیحات

آشنایی با کتاب « راحة الصدور» و نجم الدین راوندی

راحة الصدور

کتاب «راحة الصدور» کتابی در تاریخ سلجوقیان است 

معرفی کتاب :

کتاب «راحة الصدور» کتابی در تاریخ سلجوقیان است که با توجه به نزدیکی مصنف آن به دربار سلاجقه و شمول پرداخت تاریخی آن به سلسله سلجوقیان ، از منابع مهم بررسی تاریخ سلجوقیان ایران و روم به شمار می رود .

در جستار زیر به بررسی کلیات این کتاب پرداخته و با تلاش برای آشنایی با پدید آورنده این کتاب ، سعی شده با عنایت به تحقیقات و تألیفات انجام شده در این زمینه به میزان وثاقت و اعتبار تاریخی و ادبی این کتاب دست یافته و بررسی نماییم که در هر کدام از این زمینه ها چه اعتبار یا کاستی ای دارد.

بیشتر بدانید

نویسنده :

 نجم الدین ابوبکر محمد بن علی بن سلیمان راوندی ، دانشمند ، ادیب ، خوشنویس و تذهیبگر قرن 6 و اوایل 7 هجری است که سال ولادت او بنابر قرائن باید میان سال های 550 تا 555 (1)ه ق در راوند از قریه های کاشان (2) اتفاق افتاده باشد . 

دو کتاب « راحة الصدور و آیة السرور » و « فضایح و قبایح روافض»(3) آثار او هستند که کتاب اول با نام کامل « اعلام الملوک مسمی براحة الصدور و آیة السرور » (4) مهمترین اثر راوندی به شمار می رود و او بیشتر به تألیف  این اثر شناخته می شود . 

خاندان راوندی به حسن خط و آشنایی با انواع هنر ها از جمله خوشنویسی ،  تذهیب ، تجلید و انس با ادب عربی و پارسی معروف بوده اند . 

(5) راوندی در نوجوانی و در حدود سال 570 پدر خویش را از دست داده (6) و بعد از آن بر اثر قحطی اصفهان (7) به همدان که آن زمان پایتخت سلاجقه عراق عجم بود ، کوچید . او حدود ده سال بعد از آن را نزد دایی خود ، تاج الدین ابو الفضل ، احمد بن محمد بن علی راوندی که از فقها و دانشمندان و مدرسان مدارس عراق عجم بود ، به شاگردی پرداخته (8) و نزد او علوم دینی از جمله حدیث ، تفسیر و هنرخوشنویسی را آموخت به گونه ای که بنابر قول خودش ، او به نگارش هفتاد نوع خط آشنا بوده و در خط به شاگردی او افتخار می شده .

 (9) نجم الدین تنسیخ و تذهیب را پیشه خود قرار داده (10) کتب مختلف علمی را نزد علما می خواند و اجازه روایت می گرفت و با استنساخ آن زندگی می گذراند . (11)چنانکه نسخه ای با ارزش  از قرآنی که او استنساخ کرده در موزه آستان قدس رضوی وجود دارد(12)

شیخ فخرالدین بلخی ، خواجه صفی الدین اصفهانی و بهاءالدین یزدی دیگر اساتید راوندی در همدان بودند . (13) دایی دیگر او زین الدین مجدالاسلام محمود بن محمد بن علی راوندی ، هنرمند، ادیب و استاد خط و شعر فارسی و تازی است که مدرس مدرسه طغرلیه همدان بوده و کتاب «شرف النبی و معجزاته» خرگوشی را به فارسی ترجمه نموده . 

زین الدین به جهت قرابت فامیلی و مذهبی به دربار طغرل بن ارسلان سلجوقی (حک571-  590)راه داشت و از سال 577 ه ق طغرل را خوشنویسی می آموخت . 

هنگامی که طغرل عزم کرد قرآنی سی پاره را با خط و تذهیب گرد آورد نجم الدین نیز با وساطت همین دایی خود  در آرایش آن مشارکت جسته (14) و بدین سبب وارد دربار سلجوقیان گردید . 

در آموختن ادبیات ، مهمترین استاد راوندی ، شمس الدین احمد بن منوچهر شصت کلمه بوده که در حدود سال 580 ه ق راوندی نزد او دانش آموخت و همو برنامه ای برای راوندی تدوین کرد تا قوه شاعری را در او تقویت کند که همین سبب شد تا راوندی با تسلط به اشعار فارسی و عربی اشعار بسیاری را در تدوین کتاب خود به کار ببرد . 

راوندی تا سال 590 ه ق به همین سیاق در خدمت طغرل بن ارسلان بود اما بعد از کشته شدن طغرل در جنگ ری به دست تکش خوارزمشاه ، به راوند رفت و عزلت گزید و به تکمیل هنر و تحصیل فقه و علم شریعت و مطالعه اشعار عرب و عجم ممارست نمود .

راحة الصدور

کتاب «راحة الصدور» 

 (15) او در همین ایام کتاب « فضایح و قبایح روافض » را در مذمت شیعیان راوند به نگارش در آورد (16) ، سپس به همدان بازگشت و طی 5 یا 6 سالی که در خاندان علویان همدان ، خاندانی که ریاست شهر در میان ایشان موروثی بود، تعلیم خط می داد ، به فکر نوشتن کتاب «راحة الصدور »افتاد (17)

 تا در سال 599 ه ق چنانکه خود او در راحه الصدور تصریح کرده(18) تألیف را آغاز و در 603 ه ق یعنی سال فتح انطاکیه به دست سلجوقیان نگارش آن را به پایان برده (19) و از آنجاییکه در تمام عمر در پی وزارت و به دست آوردن صله بود (20) این کتاب را به غیاث الدین کیخسرو بن قلج ارسلان سلجوقی (588-592 و 601 تا 607) تقدیم نمود .

 (21) راوندی از طریق دوست خود ، جمال الدین ابوبکر ابوالعلام رومی که به قصد تجارت به همدان رفته بود ، (22) باتحمل مشقت سفر به دربار کیخسرو راه یافت (23) و پس از آنکه  طی یکسال کتاب را بازنویسی کرد (24) در 604 ه ق کتاب  را به سلطان تقدیم نمود و حدود پنج سال بعد در دیار روم واحتمالا شهر قونیه درگذشت . (25)

موضوع کتاب «راحة الصدور» تاریخ سلاجقه عراق عجم است و شامل دیباچه ای مشتمل بر حمد خدا ،  نعت  رسول وستایش خلفا و همچنین ابوحنیفه کوفی که راوندی پیرو مذهب او بوده (26)بعد به مدح شافعی و سپس کیخسرو پرداخته ، در ادامه احوال خود و خاندانش و سبب تألیف کتاب را ذکر می کند

 و بعد از این مقدمات طولانی ، به تاریخ سلطنت سلجوقیان از رکن الدین ابوطالب طغرل بیک محمد بن میکائیل بن سلجوق، با اشاره به احوال سلجوقیان در مقابله با محمود غزنوی و علل خروجشان بر مسعود ،تا پایان سلطنت طغرل بن ارسلان می پردازد و در پایان سیمای جامعه عراق را در زمان خوارزمشاهیان تصویر می نماید . 

به علاوه این کتاب شامل یک ویژگی بارز نیز می شود و آن اینکه از اتابکان عراق و آذربایجان نیز سخن به میان آمده است  (27) که به اهمیت مداقه در این کتاب افزوده .

آخر کتاب هم شامل پاره ای فصول  ضمیمه است در موضوعات مختلف که با موضوع کتاب دور و بی مناسبت به نظر می رسد چنانکه فصل هایی را در آداب منادمت ، شطرنج ، شراب ، مسابقه و تیراندازی و شکار و فصلی با عنوان «فی معرفة اصول الخط من الدائرة و النقط » و فصلی دیگر با نام « فی الغالب و مغلوب » بی هیچ ربطی اضافه نموده . 

اگر چه متن این کتاب از متون فاخر شمرده شده و از آن در میان شاهکارهای نثر فارسی نام برده شده است (28) اما راوندی از اشعار و امثال فارسی و عربی ، احادیث ، کلمات قصار و مواعظ حکما و برخی از قصاید خود در مدح کیخسرو در بسیاری جاها بدون مناسبت استفاده کرده چنانکه این اطاله کلام در پند واندرز رشته حکایت تاریخی را قطع می کنند. 

به نظر می رسد دلیل این تکلف در نثر کتاب ، ویژگی های نثرنویسی دوران مؤلف بوده باشد چنانکه در دوره سلجوقیان و پس از آن ، نثر نویسان با تأثیرپذیری از آراستگی سبک عراقی که بر اثر تفوق جویی دانش آموختگان مدارس در مقابل سادگی سبک خراسانی بوجود آمده بود دست به صنعت پردازی ادیبانه می زدند  ، راوندی نیز به همین منوال در نثر « راحة الصدور »با وجود اینکه  که موضوعی تاریخی دارد ، متکلفانه و مصنوع سخن گفته است . (29)

همین تطاول و اضافات بی مناسبت سبب آن شده تا با وجود اینکه راوندی مؤکداً خواسته تا کتاب خلاصه نشود ، این کتاب دو بار به صورت شایسته ای با حذف اضافات به اختصار در آمده . 

بار اول در رساله ای با نام « رساله در تاریخ سلجوقیه » که اختصار کننده و تاریخ اختصار آن معلوم نیست در پایان کتاب « تاریخ جهانگشای جوینی » به تصحیح محمد قزوینی به چاپ رسیده و بار دوم به صورت کتاب « العراضة فی الحکایة السلجوقیه » که محمد بن محمد بن عبد الله بن النظام الحسینی یزدی (متوفی 743ه ) وزیر سلطان ابوسعید بهادر خان ، آخرین پادشاه مغول ایران (717-736ه ق ) در حدود سال 711 آن را تلخیص نموده .(30) 

در زمان سلطان مراد ثانی پادشاه معروف عثمانی کتاب «راحة الصدور» به زبان ترکی ترجمه شد که نسخه هایی از آن در لیدن و موزه آسیایی لنینگراد موجود است .

 (31) این کتاب برای اولین بار توسط محمد اقبال پیشاوری معلم مدرسه شرق لندن تصحیح شد و همراه با مقدمه عالمانه ای از او به زبان انگلیسی با تلاش و اضافات مجتبی مینوی شامل حواشی ، فهارس و توضیحات بسیار مفید اودر سال 1333 در تهران به چاپ رسید . 

 درحالیکه کلود کاهن استاد تاریخ شرق و سرزمین های اسلامی دانشگاه پاریس ، کتاب راوندی و « سلجوقنامه» ظهیرالدین نیشابوری (م 599 ه ق ) را مستقیم یا غیر مستقیم تنها منبع ضروری برای نویسندگان تاریخ سلاجقه (32) که تاریخ سلجوقیان و تا حدی سلاجقه آسیای صغیر را بیان می کنند ، می داند .

لیکن میرزا اسماعیل خان افشار حمید الملک  در سال 1313 با سلسله مقالاتی این نظریه را که این کتاب تنها یک انتحال (33) و راوندی جز یک منتحل نبوده را مطرح ساخت همچنانکه یان ریپکا (34) و عبدالحسین نوایی (35)  نیز بر همین عقیده بوده اند و  برخی دیگر نیز بدون تصریح  به انتحال فقط به تأثیرپذیری و وامداری از سلجوقنامه اذعان دارند . 

(36)مرحوم زرین کوب نیزبا  اذعان به این تاثیر پذیری،چنین امری را اجتناب نا پذیر و طبیعی دانسته و آن را امری عادی در خلق آثار ادبی به شمار آورده(37). 

خود راوندی نیز در « راحة الصدور » به « سلجوقنامه » اشاره کرده ولی صریحاً به اختصار آن اعتراف ننموده (38) که این نشان می دهد که او از وجود این کتاب آگاه بود و « سلجوقنامه » در زمان تألیف « راحة الصدور » به صورت کتابی مستقل در دسترس راوندی بوده که این موضوع این تردید را پدید می آورد که او احتمالاً قصد جعل کتابی جدید و انتحال را نداشته بلکه با اقتباس از « سلجوقنامه » خواسته کتابی را با طبع ادبی خود که کامل کننده « سلجوقنامه » در تاریخ سلجوقیان باشد ، تهیه کند . 

از طرف دیگر با قبول اینکه « راحة الصدور » کتابی مجعول و به عبارت صحیح تر منتحل از کتاب « سلجوقنامه » است می توان به دلیل ضعف برخی از بخش های متن کتاب در مقابل قدرت بخش های دیگر پی برد چرا کهدر راحـه الصدور  بخش های گرفته شده از سلجوقنامه دارای فخامتی ادبی است و بخش های اضافه شده توسط راوندی به دلیل ضعیف بودن با آنها هم خوانی ندارد (39).

 از سوی دیگر بی مناسبت بودن امثال نیز بر عدم تبحر راوندی صحه می گذارد مضاف بر اینکه اشتباهاتی در ذکر سال وقایع نیز در متن راوندی دیده می شود (40).

برخی پزوهشها نیز با مقابله متن این کتاب با آثاری چون "ذخیره خوارزمشاهی،"کلیله و دمنه"و "سند بادنامه"بر انتحال بودن این اثر سخت اسرار دارند(41).

 با توجه به این نکات می توان به این نتیجه رسید که کتاب « راحة الصدور » به لحاظ برخی ویژگی ها ، از جمله ادامه یافتن بعد از مرگ ظهیرالدین نیشابوری و ثبت وقایع دوره طغرل سوم (42) و سلاجقه آسیای صغیر اهمیت  تاریخی می یابد .

و به دلیل قلت منابع این دوره و فخامت کلی متن به عنوان یکی از منابع تاریخی دوره سلجوقیان درتحقیقات جدید مورد استفاده قرار گرفته و از همین رو است که با وجود داشتن اثر مهم ظهیری نیشابوری درباره سلجوقیان در میان آثار قدما تا زمان متأخرو تا شروع تحقیقات جدید نامی از راوندی و کتابش نمی توان یافت و منبع تمام تألیفات قدیمی درباره  دوره سلجوقیان به دیگر کتب تاریخی این دوره به خصوص سلجوقنامه برمی گردد.

 این نظر از آنجا نشأت گرفته که برای اولین بار مستشرقی به نام شارل شفر در یکی از مجلدات منتخبات فارسی خود در تاریخ آن سلجوق از کتاب « راحة الصدور » نام برد.

 و قبل از آن مطلقاً نامی از این کتاب نبوده (43) و بعد از آن و طی تحقیقات معاصر مورد توجه قرار گرفته است  بنابراین اشتباه اصیل دانستن کتاب « راحة الصدور » در طی تحقیقات معاصر و جدید صورت گرفته و چنانکه آمد منبع این اشتباه نیز در همین دوران بوده . به هر جهت کتاب دارای اطلاعاتی کامل تر از «سلجوقنامه» است . 

به عنوان مثال «راحة الصدور» اطلاعات مفیدی از دوران حکومت های زودگذر ممالیک در همدان به دست می دهد (44) که به آن به عنوان یک مکمل برای منابع دوره سلجوقی و بخصوص سلجوقنامه ، اهمیت ویژه ای می دهد . 

اما صرف نظر از حواشی تاریخی پیرامون پدید آمدن و پدید آور کتاب راحة الصدور ، می توان ویژگیها و مختصاتی رادر توصیف این کتاب برشمرد . اول اینکه راوندی پس از ذکرنام و القاب هر پادشاه ابتدا به توصیف شمائل و سیمای آن پادشاه از نظر ظاهری پرداخته و بعضاً مدت عمر و سلطنت او را نیز ذکر می کند . 

او قبل از پرداختن به وقایع سلطنت هر پادشاه به توصیف اخلاق و افعال و احصاء وزرا و حجاب او می پردازد . (45) از لحاظ تاریخ ادبیات نیز این کتاب اطلاعات ذیقیمتی به دست می دهد .

چرا که در میان اشعار فراوانی که بخصوص از فردوسی در میان داستان ها ذکر شده ، اشعاری از بعضی شعرای قرن ششم مانند علاء الدوله عربشاه و فرزندانش ، عبادی ، عمالی ، انوری ، سید حسن غزنوی ، مجید بیلقانی و اثیر اخسیتکتی بیان می کند که یا دیوان آنها از بین رفته و یا اطلاعات زیادی از آنها در دست نیست (46) مضاف بر اینکه در ترجمه احادیث ، امثال و اشعار عربی به شکلی شایسته ، مطلوب ، موجز و شیوا به فارسی برگردانده شده اند . (47) 

ملک الشعرا بهار نثر راحة الصدور را از بهترین کتب نثر فارسی و در شیوه نثر فنی کلیله و دمنه می داند که نثر آن از کلیله و دمنه ساده تر و مشکلات تازی در ان کمتر دیده می شود و موازنه و قرینه سازی مگر در موارد خاص به ندرت در آن به کار رفته . در انتخاب اشعار و آیات بسیاردقت شده و راوندی قصاید کاملی از شعرای هم عصر خود ذکر نموده . 

در هر فصل نیز ترجیح بندی وجود دارد و شرحی به نثر و یک قصیده در ادامه آن تا مؤلف به این وسیله کتاب را چه در نثر و چه در نظم با ذکر ممدوح خود موشح(48) سازد . راوندی افعال قدیمی را بیشتر از کتب معاصرینش استعمال و از فعل های وصفی نیز بسیار استفاده کرده و افعال را در جمله های متقاطعه حذف و بنیاد کتاب را به سلیس بودن و روانی استوار نموده است . 

بطور کلی نثر« راحة الصدور »  را با توجه به این ویژگی های زبانی می توان نمونه کاملی از نثر قرن ششم به شمار آورد . (49) 
بیشتر بدانید


منابع / پی نوشت ها ؛

1-      راوندی ، نجم الدین ، راحة الصدور و آیة الصدور ، تصحیح محمد اقبال به سعی مجتبی مینوی ، مقدمه به قلم بدیع الزمان فروزانفر ، تهران ، نشر کتابفروشی علمی ، مرداد1333 ، مقدمه فروزانفر ص1

2-      حموی یاقوت ، معجم البلدان ، به کوشش فردیناند و وستنفلد ، لایپزیک 1867، ج 2 ص 741 

3-      اذکائی ، پرویز ، تاریخ نگاران ایران ، تهران ، بنیاد موقوفات افشار ، 1373 ، بخش یکم ص 270 

4-      صفا ، ذبیح الله ، تاریخ ادبیات در ایران ، چاپ چهارم ، تهران ، انتشارات فردوس 1378 ، ج 2 ص 1008

5-      راوندی ، مقدمه فروزانفر ص1

6-      اذکائی ، ص267

7-      بهار ، محمد تقی ، سبک شناسی ، چاپ سوم ، تهران ، کتاب های پرستو ، 1349 ش ، ج 2 ص 405 

8-      راوندی،ص40

9-      اذکایی،ص268

10-  راوندی،ص41

11-  صفا،ص1009

12-  نک:مجله گزارش میراث،دوره دوم،سال سوم،شماره25و26،مهر و آبان1387،صص13-16

13-  اذکایی،ص268

14-  راوندی،مقدمه فروزانفر،ص2

15-  همانجا و ص3

16-  اذکایی،ص270

17-  همان،ص268

18-  راوندی،ص62

19-  راوندی مقدمه فروزانفر،ص3 و نیز صفا،1008

20-  اذکایی،ص268

21-  راوندی،مقدمه فروزانفر،ص3

22-  همان،همانجا

23-  راوندی،ص461

24-  اذکایی،ص269

25-  همانجا

26-  راوندی حنفی مذهی بوده و با دیگر فرق به خصوص شیعیانبسیار کینه توزانه برخورد می کرده،چنانکه در جای جای کتاب "راحه الصدور "و به خصوص کتاب "فضایح و قبایح روافض"مشهود است، از آنها جز با لعن و نفرین یاد نمی کند با این وجود و با وجود اینکه کتاب " راحه الصدور"درباره سلجوقیان که حنفی مذهب بوده اند نوشته شده،عجیب است که آقا بزرگ تهرانی در کتاب عظیم"الذریعه الی تصانیف شیعه"از این کتاب اسم برده.

در باره مذهب راوندی مثلانک: مقدمه فروزانفر بر راحه الصدور،ص4

27-صفا،ذبیح الله،گنج و گنجینه، چاپ ششم،تهران ،انتشاراتققنوس ،ص195

28-بهار،ج2،ص406

29-زرین کوب ، عبد الحسین ،از گذشته ادبی ایران،چاپ اول ،انتشارات بین المللی الهدی،تهران،1375،ص126

30-جوینی،عطاملک،تاریخ جهانگشای جوینی،تصحیح محمد قزوینی،لیدن ،بریل،1911م،ج1،ص قب از مقدمه مصحح

31- زرین کوب ، عبد الحسین ،نقد و برسی در باب مآخذ تاریخ ایران بعد از اسلام،تهران ،انتشارات کتابخانه مرکزی اتحادیه ایران شناسی،بهمن1346،ص16

32- آژند ، یعقوب (تألیف و ترجمه ) ، تاریخ نگاری در ایران ( مجموعه مفالات ) ، چاپ اول ، تهران ، انتشارات گستره ، 1360 ، ص 50

همچنین محمد قزوینی نیز در بیست مقاله همین عقیده را دارد و معتقد است این کتاب به همراه سلجوقنامه مأخذ تاریخ های دیگر مثل جامع التواریخ ، تاریخ گزیده ، حبیب السیر ، زبدة التاریخ و روضة الصفا در تاریخ سلجوقیان بوده است .

33- افشار ، میرزا اسماعیل خان ، مقاله «سلجوقنامه ظهیری نیشابوری و راحة الصدور راوندی » ، مجله مهر ، سال دوم ، 1313 ، شماره اول ، ص 29- 30 

34- ریپکا ، یان ، ادبیات ایران در زمان سلجوقیان و مغولان ، ترجمه یعقوب آژند ، چاپ اول ، انتشارات گستره ، 1364، ص 144

35- نوایی ، عبدالحسین ، متون تاریخی به زبان فارسی ، چاپ چهارم ، تهران ، انتشارات سمت ، زمستان 1384، ص 51

36- مانند the encyclopaedia of islam،new edition ،leiden،bril،1995،p460 ذیل مدخل راوندی 

37-زرین کوب ، عبدالحسین ، نقد ادبی ، تهران ، انتشارات امیر کبیر ، 1373 ، ص99

38-راوندی ، ص64 

39-نوایی ، همانجا 

40- مجتبی مینوی در حواشی عالمانه ای که بر راحة الصدور ، چاپ تهران 1333 نوشته است در چند جا این اشتباهات را نشان داده است .

41- مثلاً نک : کمیلی ، مختار ، مقاله « راوندی ، انتحال یا اقتباس » ، فصلنامه آیینه میراث ، سال ششم ، دوره چهارم ، شماره 43 ، زمستان 1387 ،صص 150 -161.در این مقاله نویسنده به مقابله این آثار پرداخته و با ذکر نمونه هایی ، راحة الصدور را به طور قطع انتحال می داند .

42- راوندی ، مقدمه فروزانفر ، ص 5

43- افشار ، همان 

44- اذکایی ، ص 270 

45- راوندی ، مقدمه فروزانفر ، ص 4

46 – همان ، ص 5

47- همان ، ص 6

48- بهار ، ص 406 . موشح لغت مفعولی است از توشیح به معنای زینت داده شده و آراسته شده .به فرمانی که پادشاه امضا کند نیز توشیح گویند و در شعر صنعتی است که شاعر در اول ابیات یا در میانه حروف یا کلماتی بیاورد که اگر آن حروف یا کلمات را عیناً یا به تصحیف جمع کنند ، بیت ، مثل ، یا لقب کسی بیرون آید ( لغت نامه دهخدا ذیل موشح ) 

49-بهار ، ص 406 -407 




آموزش:


اشتراک گذاری:
msmkarimi
رتبه مدرس
شماره تماس:

تاریخ عضویت:۱۳۹۸/۰۹/۰۹


تعداد درس:۷۰
قیمت: رایگان!
پرسش و پاسخ (0)
سوالی دارید؟ اینجا بپرسید...
نام کاربری: برای ارسال کامنت، باید ابتدا وارد سایت شوید.